عبد الحسين نوايى
129
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
گردنش افكندند و چندان كشيدند كه از دين و سياست درگذشت و ديگران هم تكليف خويش را دانستند و يك زبان گفتند كسى جز نادر شايسته مقام سلطنت نيست . آنگاه نادر به سلطنت رضا داد به شرط آنكه مذهب شيعه را كه شاه اسماعيل رواج داده بود و « مخالف آباى كرام و اروغ عظام » نادر بود ، ترك كنند . تا بدين ترتيب اتحاد ممالك اسلامى صورت پذيرد و مذهب شيعه پنجمين مذهب در برابر مذهب اربعه « 1 » شود و ايرانيان در فروع مقلد طريقهء جعفرى يعنى امام جعفر بن محمد الصادق ( 4 ) باشند . همگان به رغبت يا نفرت ، غير تسليم و رضا چارهاى نديدند و صورت مجلسى ( محضرى ) به مهر همهء حضار تهيه و در خزانه ضبط گرديد . آنگاه نادر شروط پنجگانهاى را كه مىبايست به سلطان عثمانى عرضه شود ، بدين گونه عنوان نمود : 1 - چون ايرانيان از عقايد گذشته دست برداشتهاند ، دولت عثمانى بايد مذهب شيعه را پنجمين مذاهب چهار گانه بشناسد . 2 - شيعيان ركنى خاص در مكه داشته باشند . 3 - هر ساله از ايران امير الحاج تعيين شود ، همچنان كه از مصر و شام امير الحاج تعيين مىشود . 4 - اسراى دو طرف مبادله شوند . 5 - از طرفين ، سفيران مقيم در پايتخت دولتين معين گردند . روز پنجشنبه 4 شوال 1148 نادر بر تخت سلطنت نشست و براى اعلام جلوس خود ، سفرائى به استانبول و سنپترزبورگ فرستاد . سفير وى به استانبول عبد الباقى خان زنگنه بود . در همين هنگام بود كه رضاقلى ميرزا به واليگرى خراسان و طهماسبقلى خان جلاير به پيشكارى ( وزارت ) وى منصوب شد و حكومت آذربايجان كلا از قافلانكوه تا اروميه چاى به ابراهيم خان تفويض گرديد .
--> ( 1 ) - منظور از مذاهب اربعه ، چهار مذهب مهم اهل تسنن است به نامهاى حنفى ( منسوب به امام ابو حنيفه نعمان بن ثابت ) و مالكى ( امام مالك بن انس ) و شافعى ( امام محمد بن ادريس شافعى ) و حنبلى ( امام احمد بن حنبل ) .