فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
18
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
دوم آنكه پادشاه دفع كنندهء ايذا و زحمت است از مردمان همچنانچه سايه دافع ايذاء گرما و سرماست از خلق و در معنى دوم اضافت تشريفيست . اما بر معنى اول تفصيل « فان عدل و ان جار » ملايم است زيرا كه صاحب شوكت كامل تمام ؛ گاه عادل مىباشد و گاه جاير و اما بر معنى دوم كه دافع اذيت است تفصيل « فان عدل و ان جار » ظاهرا ملايم نمىنمايد چه دافع اذيت نمىتواند بود كه جاير باشد . [ 8 ر ] و نيست چنين كس الّا عادل . اين بود صورت تقرير اشكال در حديث . علماء حاضر بانواع در صدد جواب آمدند و نزديكترين جوابهاى ايشان اين بود كه ميگفتند معنى « السلطان ظل اللّه » آنست كه سزاوار سلطان آنست كه دافع اذيت باشد و برين تقدير تفصيل بعادل و جاير ملايم است و حال آنكه اين توجيه خلاف نظم حديث است ، بنا بر آنكه حكم شده در حديث به ثبوت ظليت نسبت با سلطان نه سزاوارى و آن تأويل بعيدست . حضرت خلافت پناهى خان خلّد اللّه ظله للامان و بسط الاحسان على اهل الايمان فرمودند : اثبات ظل الهى نسبت با سلطان بر تحقيق است در هر دو معنى نه سزاوارى و شك نيست كه وجود سلطان با اقتدار ذى شوكت دافع ايذاى طاغيان و باغيانست در زمين و ثبوت ظليت بمعنى دفع اذيت در سلطان به نسبت با نظام كلّ مملكت خواه بر تقدير عدل و خواه بر تقدير جور ثابت است ، بنا بر آنكه دفع اذيّت طامعان در حوزه مىكند و فساد و افساد قطّاع الطريق و سرّاق و ديگر جماعات كه از خوف قدرت و سايهء سلطان از شرّ مكفوف و از ضرّ موقوف ماندهاند مىنمايد ، پس او بالحقيقه دافع اذيت باشد بشوكت و وجود سلطانى خود و اگر چه بحسب اخلاق ، گاه جاير باشد و مضرّت جزويه ازو بمردم رسد و او گناه كار باشد و مردمان ثواب صبر در طاعت او يابند و گاه عادل باشد و منفعت او بخلق رسد و او صاحب ثواب باشد و بر رعيت شكر وجود او لازم باشد و برين تقدير تفصيل بعادل و جاير بعد از ثبوت ظليت الهى بمعنى دوم سلطانرا در غايت ملايمت باشد و فى الواقع اين جوابى بغايت لطيف شريف است ، افاده اللّه تعالى و ادام ظله الى يوم القيام .