فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

19

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

مبحث دهم نوبتى ديگر كه محفل سامى مشحون بوجود اكابر نامدار و مجلس نامى مقرون باعيان افاضل روزگار بود از مصدر عزّ و جلال خلافت و منبع جاه و اقبال و سعادت ؛ عاليحضرت خليفة الرحمانى ، اللّه يخلد ظلال خلافته ، اشارت عليّه عزّ صدور يافت كه مبحثى القا نموده شود تا شاهباز طبع بلند پرواز خانى در فضاى دقايق نكات و معانى پرواز كند و مهندس خاطر عقده گشاى ، اساس حل مشكلات آغاز نمايد . فقير گفتم : حديث « الراحمون يرحمهم اللّه « 1 » تبارك و تعالى ارحموا من فى الارض برحمكم من فى السماء » « 2 » [ 8 پ ] مسألهء « 3 » اوليه است و ترجمه آنكه : رحم كنندگان رحم مىكند ايشانرا خداى ، بلند باد از قدر مخلوقات و صاحب علوّ و رفعت ، رحم كنيد آنكسى را كه در زمين است كه رحم كند شما را آنكسى كه در آسمانست ، بر مقتضاى حديث دو راحم ثابت شد ، اگر راحم سما و راحم من فى الارض « 4 » يك كس باشد تكرار صفت را چه فايده در تعيين راحم و اگر دو كس باشند پس مؤثر اشياء متعدد باشد و اين خلاف قانون اهل تحقيق است كه « لا مؤثر فى الوجود الا اللّه . » يكى از حاضران علما فرمود : راحم آسمان و راحم زمين عين يكديگرست و فايدهء اتصاف هر يك به « كونه فى السماء او كونه فى الارض » چيست ؟ من گفتم : كونيّت در سما و كونيّت در ارض مقتضى مغايرت متصف بكونه فيهماست زيرا كه كاين در جايى متحيز به اوست واحد المتحيزين غير يكديگرست بحسب حس پس بديهه حس حاكم باشد بمغايرت ايشان چگونه اختيار آن شق توان كرد كه صاحب « كونه فى السماء و كونه فى الارض » يكيست ؟ يكى ديگر از علما گفت : كه راحم در زمين و راحم در سما غير يك ديگرند و قاعدهء اهل

--> ( 1 ) - بجاى « اللّه » كاتب در اصل « الراحمون » نوشته است . ( 2 ) - الراحمون يرحمهم الرحمن : ابا داود : ادب 58 - ترمذى : بر 16 - ارحموا من فى الارض يرحمكم من فى السماء : ترمذى : بر 16 . ( المعجم المفهرس ) ( 3 ) - در اصل : سلسلهء . ( 4 ) - در اصل : راحم على من الارض .