فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

17

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

مجوز اوست و خانية الاعين خدعه نيست بلك رنگ عمل منافقان دارد ، جهة اين تورية حلالست و خانية الاعين حرام و حاصل جواب آنكه تورية بنا بر آنك از افراد خدعهء حربست از جملهء نمودن ظاهر خير و اخفاء شر مخصوص گشته و خانية الاعين و غير آن بر حكم حرمت باقيست . ديگر فرمودند : شايد وجه جواز تورية آن باشد كه آن با دشمن غير مغلوب است كه در صدد مقابله و مقاتله و معارضه است پس در استعمال انواع كيد و خدعه در باب او عذر ظاهرست ، بخلاف خانية الاعين كه آن كيدست با خصم مغلوب و نسبت با مغلوب عاجز استعمال كيد و مكر نه از باب مروت است و لايق سيرت انبيا نيست . جهت اين آنحضرت فرمود : كه آن بر ما حرامست و الحق اين جوابى بغايت متين و تحقيقى بسيار مبين است و اللّه هو الموفق و المعين و عليه التكلان . مبحث نهم ديگر روزى از لسان درر بار گهر آثار حضرت خان عالى مقدار صاحب اقتدار امر بالقاء مبحثى دقيق و مطرحى عميق اتفاق افتاد . اين فقير گفتم : عن ابى هريرة رضى اللّه عنه انه قال قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم « السلطان ظلّ من ظل اللّه فى الارض نادى اليه كل ملهوف من رعيته فان عدل فله الاجر و على الرعيه الشكروان جار فعليه الوزر و للرّعيه اجر الصبر » يعنى پادشاه سايه‌ايست از سايهاى خداى تعالى در زمين كه منضم مىشود و پناه ميگيرد بسوى او هر عاجزى از رعيت او ، پس اگر آن پادشاه عدل كرد ، پس مر اوراست مزد و ثواب و بر رعيت است شكر و اگر جور كرد ، پس بر او گناهست و مر رعيت راست مزد سازگارى . علما در « ظل اللّه » دو معنى گفته‌اند يكى آنكه پادشاه در شوكت و اقتدار حاكى از شوكت و اقتدار الهيست كه هر چه او كند و گويد از آن نتوان پرسيد و كس را قوّت اعتراض در افعال و اقوال او نباشد ، همچنانچه ظلّ حاكيست از ذى ظلّ « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ . » و