فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

15

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

چنين مىشود نظم كلام ، حق تعالى آن كسيست كه صلوة بر شما ميفرستد و ملايكهء او صلوة ميفرستد تا بيرون آورد حق تعالى شما را از ظلمات بنور ، در تعليل اخراج را معلول فعل حق تعالى ساختن مناسب و ملايم است و فعل ملايكه را اگر در عليّت مدخل نمىدهند ، غير ملايم است و اگر مدخل ميدهند معلول را كه اخراجست بملايكه نسبتى در كلام واقع نشده پس در علّيت مدخل نداشته باشد و برين تقدير ذكر او ملايم نمىآيد و اين سؤال مشكل است . كسى از علماء حاضرين در معرض جواب نيامد . عاليحضرت خلافت پناهى خانى نيكو تأمل فرموده بعد از اعادهء كلام و خاطر نشانى فرمودند : نظم كلام گاهى ملايم مىشود كه صلوة ملايكه را در عليّت مدخل باشد و در معلول كه اخراجست التفات باثبات فعل ملايكه واقع نشده بنا بر آنكه صلوة ملايكه كه جزو علّت است چون بامر حق تعالى است و ارادت اوست گوييا نفس فعل اللّه تعالى است ، چنانچه گويند پادشاه و لشكر فلان مملكت را گرفتند تا مردمانرا از تنگى حصار برهاند پادشاه ، اكنون رهانيدن از تنگى حصار هر چند حاصل از فعل پادشاه و لشكر مجموعست فامّا لشكر چون بمدد پادشاه و امر او آن كار ميكرده‌اند گوييا رهانيدن تمام بفعل پادشاه بوده و در آيت فرمودهء « لِيُخْرِجَكُمْ » بطريق ضمير مفرد واقع شده ، گوييا اخراج از فعل حق تعالى تنها واقع شده و فايدهء آوردن ضمير مفرد [ 7 ر ] اين نكته است تا ازو مستفاد گردد كه فعل ملايكه فى الحقيقه از امر و ارادت حق است و برين تقدير ملايمه و رعايت وضوحست و فى الواقع اين معنى بغايت لطيف عميق دقيق ، حقيق بتوصيف و تعريف است و باللّه التوفيق . مبحث هشتم روزى ديگر اشارت علّيه خاقانيه بالقاء مبحثى از مباحث در مجمع افاضل اماثل عزّ صدور يافت . فقير گفتم : در سيرت حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم ثابت شده كه « كان رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم اذا اراد غزوة و رّى بغيرها » يعنى حضرت