فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

12

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

مبحث ششم روزى كه محفل همايون محفوف بصنوف اكابر علماء نامدار و مقرون بانواع فوايد و معارف بىشمار بود از حضرت خلافت رحمانى اشارت بدين فقير رسيد كه بالقاء مشكلى و ابقاء علم كاملى خامهء تقرير را به حركت آورم . اين فقير گفتم : در حديث صحيح از حضرت بهترين كاينات عليه افضل الصلوات و اكمل التحيّات وارد شده كه آنحضرت صلى اللّه عليه و سلم فرموده : « امرت ان اقاتل الناس حتّى يشهدوا أن لا إله الا اللّه و أنّى رسول اللّه و يقيمو الصلاة و يوتو الزّكوة فاذا فعلوا ذلك عصموا منّى دماءهم و اموالهم الّا به حق الاسلام و حسابهم على اللّه » « 1 » مىفرمايد امر كرده شده‌ام من كه مقاتله كنم با مردمان تا آنكه اقرار كنند كه هيچ خدايى غير از اللّه تعالى نيست و آنكه من فرستادهء خدايم و بپاى دارند نماز را و بدهند زكات را پس گاهى كه كردند ايشان آن را ، نگاه داشتند از من خونهاى خود و مالهاى خود را مگر به حق اسلام و حساب ايشان بر خداى تعالى است . يعنى حساب باطن ايشانرا به حق تعالى موكول ميسازم كه در ايمان صادق‌اند و در اعمال محتسب ، يا آنكه بدل منافق‌اند و در اعمال مرايى و ناصادق . اكنون مفهوم از عموم ناس آنست كه ترك مقاتله با كفّار گاهى جايزست كه ايمان بتوحيد و نبوت بياورند و اعمال به جاى آورند چنانچه از « حتّى » كه جهة انتهاى غاية است مستفاد مىشود و حضرت را جايز نيست كه قبل از صدور شهادتين و اعمال ترك قتال كند و حال آنكه ترك قتال با كفّار اهل كتاب نموده شده باعطاى جزيه قبل از صدور شهادتين ، جمع ميان اين دو امر در شريعت مشكل است . اين بود صورت اشكال . بعضى از علماى حاضر گفتند : كه مضمون حديث آنست كه گاهى كه اين شهادت و اعمال از كسى صادر شود موجب

--> ( 1 ) - صحيح مسلم بن حجاج : ايمان 32 ، 36 . بخارى : ايمان 17 ، 28 ، صلاة 28 ، زكات 1 ، اعتصام 2 ، 28 - ابا داود : جهاد 95 - ترمذى تفسير سورهء 88 - نسائى : زكات 3 - ابن ماجه : فتن 1 ، 3 ، الدارمى : سير 10 - احمد بن حنبل : 4 ، 8 . ( المعجم الفهرس )