فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
7
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
مباحث بخارا در ماه رمضان مبحث اول روزى عاليحضرت خليفة الرحمانى بكمينه التفات فرموده بالقاء مبحثى اشارت فرمودند . فقير گفتم : صاحب كشّاف در تفسير اين آيت كه حق تعالى ميفرمايد « وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ » « 1 » گفتهء « جعل للغيب مفاتح » على سبيل الاستعارة همانا استعارهء بالكنايه خواهد بود ، كانّ كه ميفرمايد حق تعالى متوصل بغيب است و جز او متوصلى بغيب نيست . همچنين گفتهء صاحب كشّاف . اكنون عدم توصل غير اگر از تقديم ظرف گرفته ، پس از استعاره مستفاد نشده باشد و در استعاره تصريح واقع بدانكه متوصل اوست و غير او نيست [ نيست ] و اگر از تقديم ظرف نگرفته و استعاره مفيد آن نيست پس دعوى افادهء حصر ، ناتمام ماند . حضرت صدارت پناه ، مولانا شرف الدين عبد الرحيم پسند فرمود و در بحث استعاره قاضى سمرقند فرمود : مشبه به قفل است باعتبار آنكه مفاتح ترشيح « 2 » اوست . و علماء هرات با فقير موافق بودند در آنكه مشبه به مقفل است نه قفل و عبارت كشّاف درين صريحست و بعد از تأمل ، قاضى هم همانا موافقت فرمودهاند . در وقت افادت ، حضرت خان فرمودند : بحث از غيب ناكردن اوليست ، زيرا هر چند بحث و اختلاف در مواقع الفاظ باشد عامّه « 3 » تصور مىكنند كه علما در خصوص علم غيب به حضرت حق تعالى و عدم آن خلاف ميكنند و اين موجب خلل عقايدست نسبت به علما ، چه شايد تصور كنند كه كسى بر آن رفته كه مخصوص حق تعالى نيست و شايد موجب خلل عقيده شود [ 4 ر ] ازينجا بمبحثى ديگر نقل كنيد .
--> ( 1 ) - وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ . سورة الانعام آيهء 59 . ( 2 ) - ملائم مشبه به . ( 3 ) - عامه بمعنى مردم است نه بمعنى عامهء اهل سنت .