فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

267

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

كه حق تعالى در بنده ايجاد مىكند . گوييم هر فعلى از افعال كه از بنده صادر شد از آن حيثيت كه او موجوديست كماليست ، از كمالات و بعضى افعال كه صورت شرّيت دارد ، شرّيت او باعتبار محل است نه باعتبار ذات فعل ، زيرا كه ذات فعل موجودست و موجود صاحب كمال است باعتبار وجود و بعضى افعال بنده خود هست كه باتفاق آن خير و كمالست همچو افعال عبادات كه ثواب بر آن مترتب ميگردد و بنده از آنجهت مستحق ثواب و مدحست كه فاعل آن خير و كمالست در چنين فعل . مثلا گوييم اگر قدرت قديمهء واجب الوجود متعلق بصلوة عبد گردد مثلا و شك نيست در صحت اين تعلق زيرا كه كمالست آن فعل و تعلّق قدرت قديمه بكمال موجب نقصى در قدرت نيست و قدرت حادثهء عبد متعلق بزناء عبد گردد در همان وقت [ 117 پ ] مراد كه متعلق قدرت است بر قدرت قديمه مترتب گردد يا قدرت حادثه يا بر هر دو يا بر هيچ يك . اگر بر هيچ يك مترتب « 1 » نگردد لازم آيد نقص قدرت قديمه كه در ايجاد فعل ممكن مقدور بعد از رفع موانع عاجز بود و اين محالست و اگر بر هر دو مترتب گردد لازم آيد توارد علتين مستقلتين بر معلول واحد و اين محالست و اگر بر قدرت حادثه مترتب گردد و قدرت قديمه بىاثر ماند لازم آيد غلبهء قدرت حادثهء ناقصه بر قدرت قديمهء تامّهء كامله و استحالهء اين در كمال ظهورست . پس ماند كه مترتب گردد بر قدرت قديمه مستقله در ايجاد آن فعل ممكن مقدور و اينست مطلوب و اين برهان دلالت كرد بر آنكه هر ممكنى مقدور قدرت قديمهء واجب الوجود است بلا تأثير قدرت حادثه درو بوجهى از وجوه . بعد از تقرير اين برهان با بلغ وجوه و تقرير مباحثات علما و تسليم همه ، حقيقت و متانت اين برهانرا جهة ضبط برهان صورت آن را درين بيت نظم داده حاضرانرا از حفظ آن فوايد رسيد و بيت اين است : بيت چون خواهد او چيزى و من چيزى دگر را طالبم * مطلوب من گر او دهد پس من شريك غالبم

--> ( 1 ) - در اصل : مرتب .