فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

243

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

به روى زمين راهوار آمده * زمين زير سمّش غبار آمده وصف سوارى حضرت خان عاليحضرت خان عاليمكان ، بر چنين سمندى ره نورد سوار ، مردمانرا از غرايب روز حساب واقعهء « تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ » « 1 » راى - العين مىنمود ، چه كوهى از عظمت و وقار بر فراز بادى راكب و همچو سحاب لطف و احسان با زلال فضل و امتنان مصاحب و مراكب بود . بر فوق سمند باد رفتار در كمال سكون و وقار استقرار يافته و وشاقان گردن فراز در عين تك و تاز بگرد او نرسيده هر چند شتافته ، درياى خروشان بر بالاى بادبان ظاهر و پيدا و آفتاب تابان بر متن گردون گردان باهر و هويدا و از غرايب امور كه در باب حضرت خان همگنانرا از مردمان روشن است و معلوم آنكه آن حضرت در يورشها و ايلغارها كه باندك روزگارى قطع مسافتهاى دور ميكنند هنگامى كه بر بارهء « 2 » گردون نورد سوار شدند و روان گشتند هر چند مردمان چابك سوار كه بر اسبهاى يرغهء تيز رفتار ركوب نموده‌اند ، در غايت كوشش و اضطراب ميرانند بلكه ميدوانند ، به زحمت بسيار مىتوانند كه از موكب خانى جدا نگردند و اگر اتفاقا بواسطهء اشتغال باشغال ، اندك تخلفى از موكب همايون واقع شد ، بسيار زحمتى بايد كشيد تا ديگر خود را بموكب توان رسانيد و مع ذلك حضرت خان عالى مكان اصلا در راندن اسب ساعى و مجد نيستند ، بلك قطعا چشم [ 107 ر ] بر رفتار فرس جهان نورد ندارند و چنان ميروند كه پندارى سوار نيستند و در مجلس و مسند استقرار دارند . نوبتى در باديهء تركستان بعرض همايون رسانيدم كه ابو هريره رضى اللّه عنه در صفت رفتار حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلّم گفته : آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم در راهى كه رفته و ما همراه بوديم ، ما شتابان و دوان خود را به او ميرسانيديم و او مكترث و مبالى نبود برفتار ، يعنى او بفراغت خود ميرفت و هيچ توجهى برفتار نداشت و ما در غايت مسارعت و اضطراب بوديم . حضرت

--> ( 1 ) - سورة النمل قسمتى از آيهء : 88 . ( 2 ) - در اصل : ياره .