فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
244
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
خان فرمودند : اگر منسوب سازيم اين امر را بأمور طبيعى كه از سعت گام آن حضرت بوده باشد و تحاملى كه آن حضرت به پيش پا ميفرمودهاند چنانچه ياد كردهاند كه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم در وقت رفتار خود را از زمين بر كنده ميرفتهاند و گفتهاند مراد آنست كه زور رفتار را در پيش قدم مىافكندهاند و كسى كه چنين رود در وقت رفتن گام گشاده مىنهد و كسى كه گام گشاده ننهد و با او رود اثر سرعت رفتار در رفتار او ظاهرتر مىنمايد و اگر محمول بر معجزه سازيم و از امور طبيعى آن را خارج دانيم آن ظاهرتر و مناسبترست ، غرض كه اين صفت رفتار در سوارى سفر حضرت خان بر حسب موافقت سنّت ظاهر مىنمايد . فى الجمله طوايف عساكر كه مراكب آن حضرت بودند در آن راه بواسطهء ضعف اولاغان اول صباح بمراكبت مشرّف ميشدند و حضرت خان بدستور خود روان ميشدند و چون هنگام چاشت و پيشين شدى از هزار سوار و زيادت بيست كس باز نمىماندند ، بواسطهء آنكه بضعف اولاغان مبتلا بودند و چند قدم كه ميرفتند باز مىماندند ، بدين طريقه ميرفتند و منازل قطع ميكردند بر سبيل تأنى ، بنا بر ضعف اولاغان و كثرت اولجه و غارت و خانهاى بر گردون بار كرده و گوسفندان بىحدّ و شمار كه در دست عساكر جرّار افتاده بود و اگر موكب همايون بسرعت نهضت فرمودندى ، شايستى بسيارى از اولجه در آن ديار باز ماندى ، لاجرم بتأنى مع قط منازل ميفرمودند [ 107 پ ] و از غرايب اتفاقات آنكه چون دو سه منزل باز گشتند ، بصوب طريق سغناق ، بعضى از منهيان اخبار كردند كه در آن حوالى خانهاى قزّاق در التفافات بيشها و نيستان هست كه از ورود عساكر جهان نورد غافل و ذاهلند . امر عالى سمت اصدار يافت كه طوايف عساكر منصوره تمامى متوجّه غارت و اولجهء ايشان شوند . مردمان از هر طرف رو بايشان نهادند ، موازى ده هزار خانهء قزّاق در آن مواضع ، قشلاق گرفته بودند ، با اموال و اسباب و جهات و دواب از گوسفندان بىحدّ و شمار . عساكر منصوره تمامى آن خانها را با اهل خانه و گوسفندان و ساير اولاغان اولجه و غارت كرده ، باردويهء