فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
233
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
بران تقدير كه اسب و شتر ضعيف نمانند و عامهء اولاغان قطع اين وادى خونخوار نتوانند در خيل ما حالى ده هزار شتر مايهء جمّازهء زورناك بىباك حاضرند كه هر يك همچو باد زمين نورد و همچو گرد گرد عالم گردند . در تركيب ضعيف ايشان هزار گونه قوّت رفتار پيدا و در هيئته نحيفشان آثار قطع منازل بىپايان هويدا ، هر جمازه آوازه رفتار در مرابذ قطار « 1 » هفت گانهء فلك انداخته و هر مايه از سرعت [ 102 پ ] رفتار ، بازار سوداى رهروانرا صاحب رواج ساخته ، در يك نفس بهر گامى چهار ماه بر - زمين نهد و بهر قدمى از چهار حوض بچام خانهء خود سايرانرا زلال حيات دهد . « 2 » در باريكى همچو تير ليكن تير از سرعت او در وادى رفتار پر بيندازد . همچو كمان پشت خم ليكن قوس گردونرا در عقب خود بىپى سازد باد اگر با او همراهى كند همچو اعصار در خاك افتد و اگر هوا با او در مسير دم از رفتار زند ، همچو بخار در خانهء تن ، پاى در گل ماند . ابيات ناقهايى كه تيز رفتارند * همچو انجم بچرخ سيّارند در زمين همچو باد گرديده * در دمى صد فضا نورديده همچو خط بصر بريده طرق * لمحهء رفته از افق بافق بروش همچو برق در يكدم * كرده قطع مسافت عالم چرخ را زير پا كشيده بسير * پر فكنده ز سهم سيرش طير باد اگر در پيش فتاده دمى * سالها پس بمانده در قدمى ما را چون چنين شتران ماده آماده باشد و همچنين مايها سود عالم گردى بما داده [ ؟ ] سزاوار آنكه ده هزار جوان نامدار كه هر يك در معركه هيجا پلنگى خونخوار و در مصاف جنگ نهنگى كينهگزار باشند ، برين ده هزار شتر سوار گردانيم و با ساز و عدّهء لايق ، بقطع مسافت خونخوار بلاد قزّاق ، سابق و فايق گرديم و همچو
--> ( 1 ) - شايد : اقطار . ( 2 ) - معنى اين دو جمله معلوم نشد .