فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
232
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
ذكر جواب حضرت خان سلطانانرا چون سلاطين عظمت شعار ، ضعف حال و كمال اختلال لشكر را بدين تفصيل معروض محفل همايون حضرت خليفة الرحمانى گردانيدند ، آن حضرت از مقام [ 102 ر ] غيرت و حميّت كه شعار پادشاهان بلند همّت عظيم نهمت است در آمده ، فرمودند : ما از بلاد خراسان عزم غزاى قزّاق جزم كرده ، بولايت ماوراء النهر در - آمديم و فرزندان كامكار و برادران سلطنت شعار ، از اقطار ولايات و امصار خود عزايم مردانه را تشحيذ نموده ، قدم در طريق مردى نهادند و بسرحد بلاد قزّاق در آمدند و به حمد اللّه چنين فتحى نامدار كه در قرون و ادوار هيچكس را از پادشاهان كامكار دست نداده ، روى نمود و اولجه و غارت قوم قزّاق به اطراف مملكت ما رسيد . اكنون كجا كمال عزيمت ما كه همچو صارم آبدار ، قاطع آمال دشمنان غدّارست ، رخصت ميدهد كه قبل از آنكه برندق خان و قاسم سلطان كه چشم و چراغ دودمان قزاق و مقدم و لشكر سالار خانان نامدار دشت قبچاقند ، از كاس بأس « 1 » ما شربت انتقام در كام جان نگرفته و بقواضب ثواقب ما تن و جان را اسير وادى فنا نساخته ازين مقام باز گرديم و عرصهء جدال و قتال با وجود تقارب عسكرين و قرب تلاقى فئتين « 2 » در نورديم و اگر فرضا ايشان از مقام بىحميّتى حمايت حوزهء عرض و ناموس را نصب العين ديدهء غيرت نسازند و سهم جلادت و مردانگى را بصوب لشكر ما نيندازند و در مغاك اختفا سر در گريبان اختبا در برند و بدست مردى پردهء حرب را ندرند ما را در مذهب مردى چگونه جايز باشد بعد از خوض ، اعراض نمودن و بقدم آسايش راه معاودت بعد از مقاربت پيمودن و عزمة الملوك كى رخصت دهد ما را كه در وادى عجز و تهاون سلوك كنيم و سوى طريق محاربت و شاهراه مباراة و مقاومت را مسلوك سازيم و اگر
--> ( 1 ) - در اصل : يأس . ( 2 ) - در اصل : قئتين .