فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

227

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

ذكر عزيمت حضرت خليفة الرحمن بجنگ برندق خان و غارت كردن الوس تانش سلطان برادر جانش سلطان چون سلاطين عظام مقضى المرام از جنگ قزّاق معاودت نمودند و اولجه و غارت اولوس جانش سلطان باردويهء همايون رسيد و آثار بشاشت فتح و نصرت بر سيماى حال همگنان [ 100 ر ] واضح ولايح شد ، عزم جهانگير ممالك تسخير عاليحضرت خان عاليمكان به مجرد همان فتح اكتفا ننمود و آنچنان فتحى نامدار كه اگر ديگرى را از سلاطين عالم و پادشاهان عرب و عجم ميسر شده بودى ، شايستى آن را سرمايهء افتخار ساختندى و صداى كوس بشارت در اطراف و اكناف آفاق انداختندى ، در نظر وقع و اعتبار حضرت خان عاليمقدار مقدار برگ كاهى نه سنجيد و در جنب همّت عالى به قدر خردل دانهء ننمود « 1 » و عزايم خانى اصلا بدان رضا نداد كه تا ساير بلاد قزّاق و اصل قشلاق گاه برندق خان فرسودهء حوافر خيل عساكر جهان‌ستان نگردد ، بعزم معاودت از آن مملكت قدم گشايند و از آن ديار خونخوار بجانب بلاد تركستان و ماوراء النهر باز آيند ، چه شاهباز عزيمت خانى چون به قصد صيد پرواز كرد تا چرخ گردونرا در زير چنگال عقاب نگيرد ، باز گشتن او بساعد سعادت از باب محالاتست و چون خان بزرگ نامدار قزّاق در آن وقت برندق خان بود و پهلوان يگانه و مشهور زمانه در ميان ايشان برادر نامدار او قاسم سلطان و مسافت ميان يورت قشلاق ايشان و موضع ايشان و موضع قرا ابدال كه در آن مستقرّ اردويهء عزّ و جلال حضرت خان صاحب اقبال بود شايد پانجده روزه راه بوده باشد و غلبهء برف و يخ و سرما بمرتبهء كه وراى آن در قوّة تصوير نبود و وصف و شرح آن در حيّز تقرير و تحرير نمىآيد . با وجود ضعف و نكايتى كه باسب و

--> ( 1 ) - در اصل : تيمور .