فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

228

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

اشتر عسكر ظفر مقرّ رسيده بود و اكثر آن حيوانات از شدّت برف و سرما هلاك شده و سر در آوردهء هر كنج مغاك گشته بودند اصلا عزايم خانى رخصت نمىداد كه قبل از استيصال الوس برندق خان و قاسم سلطان و ديگر سلطانان قزّاق از آن محل معاودت فرمايد و تا طعم نكال و عذاب بمذاق خان قزّاق نرسانند ، رجوع بصوب بلاد تركستان نزد جلايل عزايم حضرت خان بغايت مستبعد مىنمود . بنابرين مقدمات در روز [ ى ] كه سلطانان [ 100 پ ] از جنگ جانش و هزيمت و غارت و قتل ولد او باز گشتند ، عزم حضرت خان بمحاربهء برندق خان جزم شد و از منزل قرا ابدال كوچ فرمود و يك مرحله بصوب قشلاق برندق خان [ پيش رفت ] و درين مرحله از هزاران افزون شتر و اسب رو بسوى مرحلهء هلاك نهادند و در بهارستان آن برف همچو برگ كه در خزان از درخت فرو ريزد بر خاك افتادند و سرما اشتدادى غريب نمود و از كثرت برف كه در راه فتاده بود اولاغانرا در ميان برف تمام قوايم پوشيده مىشد و چون برف فتاده از شدّت سرما يخ بسته بود و مبادى ايّام حمل درو اين مقدار تأثير كرده كه در مداخل آن قوايم حيوانات غور ميكرد و بر روى يخ نمىايستاد اين هم علاوهء صعوبت مرور در آن راه صعبناك ميشد و اگر اسبى يا شترى را پاى در يخ فرو رفتى در بعضى مواضع بود كه تا سينه در يخ و برف مىنشست و اصلا از ضعف و بىقوّتى كه حيوانرا از بىقوتى طارى « 1 » شده بود نمىبارست كه خود را از آن مضيق خلاص و نجات دهد و درين كشاكش بسى از مراكب نامدار و شتران راهوار هلاك شدند . فى الجمله درين مرحله از شدّت و مشقّت سرما و ضعف حيوانات نكايتى عظيم مردمان اردويه را روى نمود ، بمرتبهء كه در تمام آن مراحل مماثل آن شدّت و زحمت نديده بودند ، ديگر روز از آن مرحله هم كوچ فرمودند و چند فرسخى ديگر در ميان آن برف و يخ بران اولاغان ضعيف سير كردند و عذاب و نكال اين مرحله باز اضعاف آن شد و بسيارى از اولاغان درين مرحله هم هلاك گشت و كار مردم روى در شدّت آورد و مضمون

--> ( 1 ) - در اصل : طاوى .