فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 25

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

شيمهء خردمندى بسيار دور بود و از راه دانش و عقل بعيد مىنمود . » « 1 » فضل اللّه پس از بازگشت از اين سفر و گذراندن ايامى در سمرقند در خدمت محمد خان شيبانى از سمرقند بعزم قرشى و نسف بيرون رفت . محمد خان با اطرافيان از قاق ماهيان و قاق لغ و دمشق و اقچه بوقا گذشتند « 2 » و شنبهء هشتم محرم الحرام 915 به چهار باغ قرشى رسيدند . « 3 » يازدهم محرم از قرشى حركت كردند و در دو فرسنگى بكنار جيحون رسيدند و بعزم عبور از گدار برده لق در كنار جيحون بماندند . « 4 » چهار شنبهء سيزدهم محرم از آب جيحون گذشتند و ببلاد خراسان در آمدند و بعزم قطع باديه برده لق كه ميان جيحون و مروست رفتند . « 5 » فضل اللّه پس از وصف گرما و تشنگى مردم در اين بيابان گويد « جناب قدوة الافاضل ، مولانا شاه شاهى ، مظهر الطاف پادشاهى ، از فرط مودت هر گاه كه ما تشنه شديم شربت قند مهيا گردانيده فرستاد . « 6 » اين بيابان را در شش روز طى كردند و روز دوشنبهء نوزدهم محرم الحرام به مرو نزول كردند ، در مرو دو روز اقامت كردند ، چهار شنبهء 21 محرم از مرو به طاهر آباد و رباط آمدند و پس از عبور از هراة رود و طى بيابان سرخس به جهجاه ( ؟ ) رسيدند . از آنجا به درهء كلات وارد شدند و پس از عبور از عقبهء كلات دوشنبهء سوم صفر در صحراى مشهد اردو زدند . « 7 » پنجشنبه ششم صفر فضل اللّه با اكابر قضاة و محتسبان به مولانا دوست حسن برخوردند و تمام به زيارت آستانهء قدس رضوى رفتند و پيش آستانه منتظر قدوم حضرت خان شدند . « 8 » پس از انجام دادن مراسم زيارت به شهر طوس كه در اين تاريخ به يادگار خانى شهرت داشت رفتند . « 9 » پس از زيارت مزار امام محمد بن على و مرقد شيخ ابو القاسم گرگانى و شيخ ابو نصر سراج و امام محمد غزالى « 10 » ايامى چند در ييلاقات آن محل گذراندند . « 11 » از زمان و راه بازگشت فضل اللّه به ماوراء النهر و سوانحى كه در راه براى او رخ داده است اطلاعى بدست نياوردم ولى مسلم است كه او از خراسان دوباره به سمرقند باز گشته است . پس از كشته شدن محمد خان شيبانى در جنگ با شاه اسمعيل در سال 916 دوران بلا تكليفى فضل اللّه شروع شد . شاهزادگان ازبك به تركستان عقب نشينى كردند و ماوراء النهر را به همدستان شاه اسمعيل مانند بابر تيمورى ، وا گذاردند . در سال 918 عبيد اللّه خان برادر زادهء محمد خان شيبانى حاكم هندوستان را شكست داد و فضل اللّه را كه در اين وقت در سمرقند بود به بخارا دعوت كرد . در اين جا آخرين اثر خود يعنى « سلوك الملوك » را براى هدايت و ارشاد شاهزادهء جوان يعنى عبيد اللّه خان نوشت . در تذكرهء حسن نثارى ( مؤلف در 974 ) فضل اللّه بعنوان افضل متألهين و دراويش معرفى شده است . اغلب محدثين عاليقدر همزمان او شاگردان او بوده‌اند . فضل اللّه با پدر حسن نثارى صاحب تذكره دوست بود و پس از تولد حسن او را « بهاء الدين » لقب داد .

--> ( 1 ) - مهمان نامهء بخارا ص 265 . ( 2 ) - همين كتاب ص 317 . ( 3 ) - همين كتاب ص 320 . ( 4 ) - همين كتاب ص 321 . ( 5 ) - همين كتاب ص 323 . ( 6 ) - همين كتاب ص 325 . ( 7 ) - همين كتاب صفحات 328 و 329 . ( 8 ) - همين كتاب ص 339 . ( 9 ) - همين كتاب ص 347 . ( 10 ) - همين كتاب ص 350 . ( 11 ) - همين كتاب ص 353 .