فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 26

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

صاحب احسن التواريخ جريان در گذشتن او را چنين ياد آور شده است « متوفيات سنهء ( 928 ) خواجه مولاناى اصفهانى ، در مذهب تسنن بغايت متعصب بود و در زمان دولت خاقان اسكندرشان [ ظ : شاه اسمعيل ] به هرات رفت . بعد از آنكه شيبك خان [ محمد خان شيبانى ] به خراسان دست يافت مولانا ملازمت خان را اختيار كرده او را دايم بواسطهء عداوت اهل بيت طعنه ميزد [ كذا ] در بخارا در پنجم جمادى الاولى در سنهء مذكور [ 928 ] در گذشت ، از جمله تصانيفش تاريخ عالم آراست « 1 » ظاهرا شصت و يكسال از عمرش رفته بود . « 2 » 4 - مذهب و اخلاق از مذهب و آيين پدر فضل اللّه سخنى در ميان نيست . سخاوى استاد فضل اللّه او را شافعى و صوفى ميخواند و پيرو مسلك پير جمال اردستانى ميداند . فضل اللّه در دربار محمد خان شيبانى نيز پاى بند عقايد شافعيان بود « 3 » و شايد تا هنگام مرگ تمايل خود را بمذهب شافعى حفظ كرد . صاحب روضات الجنات او را « حنفى الفروع و اشعرى الاصول » « 4 » ميداند و شايد دوست فاضل آقاى محمد تقى دانش پژوه با اتكاء بگفتار صاحب روضات الجنات او را « دانشمند اشعرى حنفى » « 5 » خوانده است . اگر فضل اللّه در ابتداى دوران تحصيلى و سالهاى آخر عمرش تمايل باصول عقايد شافعى داشته است نميتوان او را در فاصلهء ميان اين دو دوره كه سالهاى معدودى است حنفى مذهب دانست . فضل اللّه باصول عقايد شافعى معتقد بود و كثرت علاقه و اعتقاد او گاهى بسرحد تعصب ميرسيد . شايد همين تعصب مذهبى و تمايل باهل سنت و جماعت باعث شد كه پدر و جد شاه اسمعيل صفوى ، علمدار جنبش شيعى مذهبان را بباد ناسزا بگيرد و با استخفاف و حقير شمردن آنان اين نهضت را ناچيز نشان دهد . با تمام محاسنى كه سخاوى استاد فضل اللّه از او نقل كرده و گويد « در زندگى حسن سلوك داشت و ايام را به تقشف و توجه ميگذراند ، لطف معاشرت داشت و در طرح مسائل قوى دست بود ، ذوقى سليم داشت و با قناعت خو گرفته بود . » بايد بمجموعهء اين محاسن عيب كينه توزى را نيز افزود . در سراسر كتاب مهمان نامه هر وقت موقعى مناسب به دستش افتاده شاهان و سلاطين را عليه حكومت صفوى اغواء و تحريك كرده است . شيعى مذهبان دوران صفوى را مهدور الدم و بدتر از كفار افرنج دانسته و از محمد خان خواسته است كه پس از غزاى با قزاق بغزاى قزل برك رود . « 6 » آثار نفرت دامنه‌دار فضل اللّه نسبت به صفويان از نامه‌هاى رسمى دولت عثمانى كه بدست فريدون بيك گرد آورى شده است ديده مىشود . « 7 » ادوارد براون ميان اين نامه‌ها دو نامه بدست

--> ( 1 ) - احسن التواريخ حسن روملو ص 174 نقل از يادداشتهاى قزوينى . مينورسكى سال فوت فضل اللّه را از احسن التواريخ سال 927 نقل كرده است ن . ك . بمقدمهء عالم آراى امينى تلخيص و ترجمهء مينورسكى ص 4 . ( 2 ) - احسن التواريخ روملو ص 127 . ( 3 ) - « نوبتى در جلگاى شهر طوس حضرت خان عالى مكان با اين فقير فرمودند : در مذهب شما كه شافعيانيد . . . » مهمان نامهء بخارا ص 176 . ( 4 ) - روضات الجنات ص 500 . ( 5 ) - فهرست كتابخانهء اهدائى آقاى سيد محمد مشكوة به كتابخانهء دانشگاه تهران ج 3 بخش يكم ص 541 . ( 6 ) - فضل اللّه قزلباش را « كلاه سرخ » و قزل قلباق [ سرخ پيشانى ] و قزل برك [ كلاه سرخ ] خوانده است . بصفحات 44 و 45 و 57 و 104 و 105 و 106 و 346 مهمان نامه ن . ك . ( 7 ) - منشآت استامبول ( 1264 ) ج 1 يا ( 1274 ) صفحات 416 - 418 .