فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
191
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
امرا و جوانان كار همراه بودند در يك بلدهء فاخره جمع شدند و با وجود آنكه اواخر موسم زمستان و وقت گرانى غلات و قلّت اقوات بود هميشه در بازارها كودهاى عظيم از غلّه بر روى يك ديگر ريخته بودند و هرگز هيچكس را از قلّت و غلاى غلّه اصلا شكايتى و از نايافت عليق به هيچ باب نكايتى روى ننمود . ذكر دعاى ايوب پيغامبر جهة اهل بخارا و در بعضى از كتب معتبره ديدم كه نقل كرده بودند از تواريخ سابقه كه حضرت ايوب پيغامبر صلوات اللّه عليه به بخارا رسيد و در محلى كه حالا مشهور به چشمهء ايوب صبورست و در غربى بخارا واقعست منزل ساخت و اهل بخارا كه مردمان غريب دوست و صاحبان ضيافت و حرمت ارباب غربت و كربتاند ، وظايف ضيافت و خدمت كارى و شرايط حرمت و حق گزارى او تقديم نمودند . حضرت ايوب صلوات اللّه عليه جهة ايشان دعاى بركت فرمود و فى الواقع آثار آن بركات بر چهرهء احوال ايشان واضح و علامات خيرات بر صفحات احوال ايشان لايح است و از جملهء بركات اوست داد دادن چنين عساكر نامدار در چنان موسمى كه غلّه در غالب اوقات او گران بها مىباشد و چنان قياس نموده ميشد كه اگر جمعيّت آن عساكر و سواد و كثرت حيوانات در هر بلدهء از بلاد خراسان و عراق و آذربايجان بلكه در ممالك [ 84 ر ] مصر و روم واقع شدى احتمال داشتى كه طاقت ايشان باستيفاء نعمت بر آن واردان مقاومت نكردى و غلات تومانات آن ممالك به قوت دادن و آزوق رسانيدن اين جماعت وفا ننمودى و شك نيست كه اين فضيلت بخارا را بدعوة مستجابه پيغمبرى عظيم المرتبه ، جليل القدر حاصل آمده . وصف عيدى كه در بخارا واقع شد ديگر از غرايب كه در آن اوقات در بخارا مشاهد شد جمعيّت روز عيد فطر بود كه در آن خطه روى نمود . چه عيد فطر ! بامدادى كه گويى از كثرت خلايق صبح يوم النشور چهره نمود و از وفور جمعيّت عساكر فضاى بخارا همچو صحراى