فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

192

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

محشر بر حاضران تنگ بود . اول صباح كه قرص خورشيد تابانرا جهة افطار ثواب داران « الصوم لى و انا اجزى به » « 1 » بر كنار دكّان افق نهادند و از كاسهء آفتاب قدح شير جهة صايمان عطشان ترتيب نموده همگنانرا بهرهء نور دادند غلغلهء تكبير روز عيد اقطار « 2 » ديار را از ولوله اللّه اكبر اللّه اكبر پر صدا گردانيد و دست صبح عيد رايت بخت سعيد را باوج عيوق و سطح سما رسانيد . غريو و غلغلهء كوس و صنج « 3 » نهيب در فطر اين سراى سپنج افكند و آواز نقارهء بشارت عيد فرخ اثارت ، انحا و ارجاء مملكت را از جاى برداشت و دبدبهء عظمت و حشمت مطيعان بارگاه عزّ و اقبال و حاضران آستانهء دولت و افضال رايت رفعت برافراشت . ابيات رو بشارت بزن كه عيد رسيد * نوبت دولت سعيد رسيد عيد آمد كه شادى افزايد * روى دولت بخلق بنمايد جسم مردم ز روزه گشته نحيف * همه كس چون هلال زار و ضعيف صبح فرخنده بخت عيد آمد * همه را قوّت جديد آمد حضرت خان چو قرص خورشيدست * كه ازو نور طلعت عيدست عاشقان ديده‌اند ديدارش * گشته خرّم ز عيد رخسارش عيد ديدار او و عيد صيام * مژدهء بخت داد در ايّام عاشقان در دمى دو عيد كنند * عنكبوتان مگس قديد كنند صبح عيدى چنين فرخنده [ 84 پ ] جمع سلاطين جليل القدر كه هر يكى در افق پادشاهى و جهانگيرى همچو بدر درخشان بودند ، بعد از رويت هلال ، حيران طلعت جمال حضرت خاقانى و متحيّر در كمال دولت و اقبال خانى مانده ، قبل از طلوع آفتاب همچو خورشيد هر يك تاج مرّصع جهانگيرى بر سر نهاده با هزاران جوان

--> ( 1 ) - صحيح مسلم بن حجاج : صيام 164 - ابن ماجه : صيام 10 ؛ ادب 58 - مسند احمد بن حنبل : I ، 246 ، 266 ، 443 ، 465 ، 477 ، 480 ، 503 ، 516 . ( المعجم المفهرس ) ( 2 ) - در اصل : افطار . ( 3 ) - در اصل : صبح .