فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
190
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
ابيات نظم او رشتهايست پر گوهر * پاى تا سر تمام فضل و هنر وجههء اهل فهم توجيهش * عقل حيران حسن تشبيهش آنچه غايات لطف معنى بود * در كنايات او صريح نمود در بيان بديع او حيران * فكرت مردم معانى دان نو كلام الملوك ميخوانش * پس ملوك الكلام ميدانش بعد از فتح و تسخير بلاد جرجان و طبرستان و قومس كه اول استراباد و دوم سارى و سيوم بسطام و دامغانست ، رايات سعادت آيات بجانب دار السلطنة هراة نهضت فرموده ، اول ربيع الاول سنهء عشر و تسعمايه در باغ جهان آرا در عين دولت و كامرانى مقارن سعود آسمانى و موافق حدود جهانبانى نزول اجلال واقع شد و مدت توقف در هراة سه ماه بود و در اوايل جمادى الاخر متوجه محاصرهء قلعه كلات گشتند و بعد از توقّف چند روزه در حوالى قلعه ، عزم قشلاق مرو فرمودند و نزول در خارج مرو نموده جهة قشلاق گاه ، مسجد و آتش خانها از بوريا ساختند و خرگاهها و قورياها از قمش و چوب برافراختند و مدت دو ماه در مرو توقف واقع شد و چون موسم شتا اشتداد يافت ، بعزم ملاقات سلاطين ماوراء النهر و تجديد عهد [ 83 پ ] صحبت با اولاد و اقربا از بلدهء مرو متوجه دار الملك بخارا شدند ، چنانچه در صدر كتاب مذكور شد و روز شنبه بيست و دوم شعبان نزول بلدهء فاخره بخارا روى نمود و ايّام رمضان تمامى در آن مملكت انقضا پذيرفت و جملهء ايّام آن شهر مبارك محل نشر علوم و معارف و اوقات بسط كلام در حقايق نكات و لطايف عليه « 1 » بود و فى الواقع در مدت سكون بخارا بسيار غرايب و عجايب مشاهده رفت كه عقل در غرابت آن حيران و فهم در بداعت او متعجب و سر گردان بود . از جمله آنكه ده سلطان نامدار و پادشاه كامكار صاحب اقتدار كه هر يك را از ده هزار سوار و زيادت
--> ( 1 ) - شايد : علميه .