فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

186

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

مسير استعارة استعجال از صبا و دبور نموده ، به دو روز يا اندكى بيشتر از آب جيحون عبور فرمودند و از قراول گذشته خاك منزل فرخنده آثار بخارا از گرد موكب عنبر - اثر رشك عنبر سارا « 1 » شد و احمد سلطان ولد جانش سلطان كه با لشكرهاى بىشمار از مردان كارزار و پهلوانان نامدار زيادت از پنجاه هزار مرد كه بعزم تاخت سوار شده بودند بر اسبهاى آسوده كه در نطع مسافت تاخت آن سال حوافر ايشان اصلا نفرسوده بود ، عزم تاخت بلاد ماوراء النهر بلك قصد محاصرهء بخارا و سمرقند كرده ، توجه نموده بودند از آوازهء توجه موكب همايون بناى اصطبار و اساس قرار ايشان روى در تردّد و تزلزل آورد و كجا در خاطر ايشان عبور ميكرد كه در سال اول از فتح خراسان با وجود آنكه تمامى خراسانات و قلاع معتبر آن مشحون بپادشاهان و امراى نامدار جغتاى بود موكب همايون حضرت خانرا مجال رجوع بجانب ماوراء النهر باشد و بدين استظهار و اعتماد در ميان الوس داو خوانده ، مركب جلادت در ميدان تهور رانده بودند و انديشه كرده كه موكب حضرت خان مشغول دفع جغتاى است و فرصت معاودت بماوراء النهر نخواهد شد و عساكر ماوراء النهر [ را ] كجا مجال مقاومت و مقابلت با ايشان صورت بندد ، پس فتح بلاد ماوراء النهر ايشانرا باسرع زمانى و اقرب اوانى بلا توقّف و توانى حاصل خواهد شد . ناگاه از ممرّانهاى مخبران خبردار شدند كه موكب همايون بدولت روز افزون قطع بحر جيحون فرموده ، اينك جلگاى بخارا و سمرقند محل حلّ اوقار عساكر ارجمند شد . فى الحال طبل كوچ زده نفير نفرت همچو صداى غراب البين نفور ازيشان برآورد و تاخت ولايت كوفين و قلعهء دبّوسى از ولايت سمرقند از تومان سغد و بعضى از ولايات بخارا كه بر آن طرف [ 81 پ ] آب كوهك است نموده سبى مسلمانان كردند و برده و دواب و هر چه يافتند از اموال و اسباب اوزبك و مردم رعيّت برداشته باستعجال تمام از راه باديهء بخارا معاودت نمودند و در محاذى قلعهء اوز كند از آب سيحون گذشتند و بيورت جانش سلطان كه اقرب يورتهاى مردم قزّاق

--> ( 1 ) - در اصل : عبير سارا .