فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
مقدمهء مصحح 21
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
شود . « 1 » كتاب « بديع الزمان » را در شعبان 892 در اردوگاه تابستانى دامنهء كوه سهند به ابو المظفر يعقوب خان اهداء كرد . سلطان امر كرد تا فضل اللّه مفتتح كتاب را بخواند . فضل اللّه مقدمه را خواند و در آنجا ياد آور شد كه حاضر است براى دوران سلطنت پادشاه تاريخى بنگارد تا كتبى امثال جهانگشاى جوينى را تحت الشعاع قرار دهد . پس از قرائت مقدمه سلطان دستور داد تا ديباچهاى بر اين كتاب بيفزايد . « 2 » فضل اللّه در مقدمهء « بديع الزمان » پس از شرحى منثور گويد : مجالى اگر يابم از دور چرخ * نباشم در انديشه از دور چرخ [ كذا ] روان برفروزم درين انجمن * ز نور دل خويش شمع سخن اگر شه كند نامهء من رقم * كشم بر سر شاهنامه قلم سلطان يعقوب پس از شنيدن مقدمهء كتاب « بديع الزمان » مؤلف را مورد تجليل و تكريم قرار ميدهد و ميگويد : اگر تاريخ حيات ما را فضل بن روزبهان بنويسد چنان كه خود گفت ناسخ تواريخ ملوك عالم خواهد بود . « 3 » پس از اينكه سلطان يعقوب پيشنهاد فضل اللّه را پذيرفت وى مدت چهار سال جزء گروه درباريان درآمد و در سفر و حضر ملازم سلطان بود . جلد اول عالم آراى امينى كمى پس از مرگ سلطان يعقوب در ماه صفر 896 باتمام رسيد . اين كتاب ابتدا به سلطان يعقوب و پس از او به بايسنغر كه كودكى بيش نبود و للهاش امير سليمان بن بيجن اهداء شده است . بايسنغر در رجب 898 از سلطنت معزول شد و جلد دوم اين كتاب كه سوانح سلطنت او را در بر داشت هيچگاه بپايان نرسيد . « 4 » چون فضل اللّه با بايسنغر و امير سليمان نزديك بود پس از عزل بايسنغر و از كار افتادن امير سليمان نتوانست زير دست جانشينان ايشان بماند و ناچار بمركز ايران ( اصفهان ؟ ) روى آورد . رسالهء « ابطال نهج الباطل » را بر رد مطالب « نهج الصدق و كشف الصدق » علامه حلى در كاشان « 5 »
--> ( 1 ) - فضل اللّه سلطان يعقوب را با القاب و عناوين مذهبى خطاب مىكند ، او را خلافت پناه ، امامت دستگاه ، ظل اللهى ، ميخواند . در مقدمهء مهمان نامهء بخارا نيز محمد خان شيبانى را خلافت منقبت ، امامت مرتبت ، امام - الزمان و خليفة الرحمن خوانده است . در مجالس المؤمنين قاضى نور اللّه كه همعصر فضل اللّه است دربارهء امام زمان از ملا جلال دوانى پرسشى شده و او چنين جواب گفته است : امام شيعيان محمد بن حسن و امام سنيان يعقوب بن حسن - بيك تركمان است . ( 2 ) - تا اينجا نقل و ترجمه از مقالهء مينورسكى در مقدمهء ترجمهء انگليسى عالم آراى امينى است . ( 3 ) - فرهنگ ايران زمين ج 4 سال 1335 ص 175 . ( 4 ) - متن عالم آراى امينى ص b 28 و a 191 و a 199 . ( 5 ) - آقاى محمد امين خنجى در مقالهء خود در فرهنگ ايران زمين ج 4 ص 173 دربارهء فضل اللّه چنين نوشتهاند « مراجعى كه نسبت وى را كاشانى نوشتهاند و همچنين آقاى سعيد نفيسى كه رفتن او را از اصفهان به كاشان و سپس به ماوراء النهر ذكر كردهاند بمناسبت تشابه اسمى ميان كاشان عراق با كاسان يا ( قاسان ) ماوراء النهر واقع در شمال خوقند است . » ذيل همين صفحه در حاشيه مرقوم فرمودهاند « متأسفانه در ياددشتهاى قبلى خودم كه در كتاب لارستان كهن تأليف آقاى احمد اقتدارى ( تهران 1334 ) بچاپ رسيده است نيز در اثر عجله و عدم فرصت براى توجيه و تصحيح ، اين اشتباه بجا مانده است . » بعقيدهء اينجانب منظور از كاشان ، كاشان عراق است نه كاسان ماوراء النهر ، زيرا فضل اللّه كتاب « ابطال نهج الباطل » خود را سوم جمادى الثانيه 909 تمام كرده است و -