فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 22

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

بسال 909 بنوشت و در سوم جمادى الثانى بپايان رسانيد و اين تاريخ درست مقارن زمانى است كه سربازان شيعى شاه اسمعيل عراق را فتح كرده‌اند . پس از اينكه فضل اللّه در تاريخ عالم آراى خود مطالبى تند و زننده دربارهء پدر و جد شاه اسمعيل نوشته بود ، تنها راهى كه براى او باقى ميماند مهاجرت از موطن اصلى بود . بازماندگان تيموريان كه در اين وقت با صفويان متحد بودند نميتوانستند فضل اللّه را در دامان امن و امان جاى دهند . ناچار از آنجا به ماوراء النهر رفت و بدربار محمد خان شيبانى پيوست و « نسب نامهء خان » « 1 » و « رسالهء حارثيه » « 2 » و « مهمان نامهء بخارا » را هنگام اقامت در دربار او بنوشت . فضل اللّه در دربار محمد خان پايهء ارجمند يافت و در طرح و بحث مسائل فقهى و كلامى در پيشگاه خان مقدم بود و در سفر و حضر جليس و انيس او بود . اينك سوانح و حوادثى كه در سفر به تركستان و غزاى با قزاق براى فضل اللّه روى داده است در اينجا ياد آور ميشويم . پس از گذشتن ايام عيد رمضان 914 محمد خان شيبانى پس از شور با سلطانان و امرا و فتوى دادن علماء كه فضل اللّه نيز جزء ايشان بوده است تصميم ميگيرد بغزاى قزاق رود . روز جمعه پنجم شهر شوال سلطانان و حكمرانان را دستور داد تا بمراكز حكومت خود روند و در تركستان دوباره اجتماع كنند تا يكسره روى بغزاى قزاق نهند . محمد خان روز دوشنبه هشتم شهر شوال از بخارا سوار شد و بر دو فرسنگى شهر به زيارت مزار خواجه بهاء الدين نقشبند رفت . فضل اللّه هم چهار شنبه دهم شوال در قرب مزار خواجهء نقشبند به موكب محمد خان پيوست . پس از سه روز توقف به بغازى ده در چهار فرسنگى بخارا رفتند . از بغازى ده عازم غجدوان شدند و چاشتگاه دوشنبه بيست و دوم شوال بقصبهء غجدوان رسيدند و به زيارت مزار خواجه عبد الخالق غجدوانى رفتند . آخر روز دوشنبه در دو فرسنگى غجدوان بر كنار باديه توقف كردند تا همراهان آب بردارند و خود را براى پيمودن چهارده روز بيابان آماده كنند . روز سه شنبه در بيابان گذشت . صبح چهار شنبه در جستجوى آب بودند و فضل اللّه با راى بى ( راى بيك ) طرف يسار اردو به جستجوى آب رفتند ولى راى بى و فضل اللّه موفق بيافتن آب نشدند . چون باردو پيوستند محمد خان خود آب يافته بود . فضل اللّه زير درختى نزديك چشمهء آب بخان پيوست . محمد خان اظهار كرد كه من پنج نوبت اين بيابان را طى كرده‌ام . شنبه بيست و هفتم شوال به غمش زارى رسيدند كه قلعه‌اى قديمى داشت و آن

--> - چنان كه در مهمان نامهء بخارا ص 351 اظهار مىكند « در تاريخ سنهء عشر و تسعمائه اين فقير از عراق به خراسان آمدم و در اواخر شهر ربيع الاول به زيارت مشهد رضوى على ساكنه السلام فايز گشتم » پس از ده ماه از تاريخ اتمام كتاب ، تازه فضل اللّه به مشهد رسيده است . بازماندگان تيموريان در خراسان در اين هنگام با صفويان متحد بودند . فضل اللّه صفحات خراسان را نيز جاى امنى ندانست سپس به ماوراء النهر رفت . اگر رسالهء « ابطال نهج الباطل » را در كاسان ماوراء النهر نوشته بود بايد تاريخ تأليف آن پس از سال 910 باشد نه در سال 909 چنان كه خود صريحا اشاره كرده است . قاضى ضياء الدين نور اللّه شوشترى مرعشى ( 1019 - 956 ) در « احقاق الحق و ازهاق الباطل » خود سخنان فضل اللّه را در « ابطال نهج الباطل » رد كرده است . ( 1 ) - مهمان نامهء بخارا صفحات 41 و 42 . ( 2 ) - مهمان نامهء بخارا صفحات 94 و 95 .