فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

110

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

آن گوييا مردمانرا ايام حيات سر آمد ، گويى ز عيق نفير صور و نمودار « فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ » « 1 » بود . از مهابت آن آواز عنيف همگنان همچو اموات كه از مراقد قبور برخاسته زبان اضطراب و تزلزل ايشان قايل بفرمودهء « قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ » « 2 » گردد ، سر از بستر خواب برداشته و روى بجانب فرار و اضطراب برافراشته ، در انحاء آن بيشهء هولناك از بيم و انديشهء هلاك همچو اغصان اشجار متفرق شدند و تمامى حيوانات از اسب و شتر بيك دفعه افسار و مهار گسيخته و از بيم آن صداى مهيب بهر ناحيه و جانب گريخته ، دوان گشتند . چون سبب حدوث آن صوت هولناك معلوم نبود در اكثر خواطر چنان خطور كرد كه مگر عساكر قزّاق بطريق ايلغار خود را بدين نواحى رسانيده‌اند و بطريق تاخت بىگمان اسب جلادت را در مصاف مباراة و مجادله دوانيده‌اند و نهيب شبيخون در خيل همايون انداخته و رايت غارت در اطراف لشگرگاه برافراخته‌اند مردمان با سر و پاى برهنه مضمون « من نجا برأسه فقد ربح » خوانده در التفافات اشجار آن بيشه قصد اختفا و اختبا كردند . چون اندك زمانى برآمد و ديگر صدايى متدارك نگشت در طلب سبب حدوث آن صدا همچو هوا قدم اجتهاد فرسودند و معلوم شد كه سبب حدوث آن صوت عنيف كسر يخ آن قاق بوده كه بيك دفعه اطراف آن منقلع گشته بود ، بواسطهء حدوث آثار حرارت آن آتشها و مقتضاى موسم ، چه ايّام حلول آفتاب بود در برج حوت و وقت حصول سخونت بتقدير حىّ لا يموت . چون سبب حدوث معلوم شد و عدم ورود عسكر قزاق جهت تاخت محقق گشت مردمان از بيشها بيرون آمده اولاغان خود را در حبالهء ضبط [ 47 پ ] و حفظ درآوردند . وصف طلوع آفتاب بامداد كه از كورهء افق قرص خورشيد همچو سيماب در سطح زمين لرزان

--> ( 1 ) - فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ . سورة المدثر آيهء 8 و 9 . ( 2 ) - سورة يس آيهء : 52 .