فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
74
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
رسيدند كه اثر قلعهء كهنه بود و نمودند كه آن قلعه ميان بخارا و اول تركستانست كه او را قلعهء ارقوق گويند . چون ازين منزل كوچ فرمودند سحر در محفّهء محفوف بنصر و حفظ الهى و مقرون بجزايل الطاف نامتناهى ، چه محفّه ! محمل عزم كه صاحب درو خواب راحت گزيده و مقدمهء خير عالم گيرش كسر لشكر خراسان نموده بلكه لشكر بخيابان رسيده محمل كعبهء مراد كه هر كس با او همراهست او را مرادات دارين بر حسب دلخواهست مهبط انوار رحمت و منزل اسرار حكمت . ابيات [ در ] وصف محفه خانه روان كه خانهء روانست * تخت خانى كه منزل خانست آن محفّه سماى احسانست * كه دروخان چو ماه تابانست تخت اقبال نام پيدا كرد * كه درو حضرتى چو خان جا كرد بحر موّاج بر فضاى هوا * درّ آن بحر خان گردون جا قطعهء از سحاب اكرام است * لمعهء از سماء انعام است چون سحاب اندر و نهان خورشيد * صبح اقبال ما ازو بدميد [ 31 ر ] اين فقير در اين شبگير اصلا از موكب همايون متخلف نشدم هنگام سحر كه از محفّه اين نيلگون طارم شعشعهء لمعات مسندنشين چارم نور تجلى نمود و مواكب كواكب در مقدمهء سطوت سلطان شرق آثار اختفا گزيدند تجلّى فلك بجواهر زواهر نجوم متبدل به تجلى پر مرصع آفتاب شد و چهرهء زرنگار مخدرهء شب به تجلى صبح در نقاب شد . ابيات [ در ] وصف سحر صبح فرخ قدوم مىآيد * محو نور نجوم مىآيد پادشاهى رسيده است بشرق * نور بختى دميده است بشرق وقت آرام غافلان اينست * كاه آگاهى جهان بين است در سحر ساعتيست وقت ندا * كه در و دوست فضل كرد و عطا