فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

75

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

نعمت اندوز فقر هر سايل * چهره افروز بخت هر مايل از بهجت طلوع بخت روز افزون كه طالع از مطالع دولت همايون بود در خاطر تيرهء اين ضعيف اين مطلع عالى سر زد و بر زبان سوسن لسان از ملهم غيب اين بيت سر بر زد مطلع محمد شير شيبانى چو آهنگ غزا كرده * برندق « 1 » همچو آهو رو سوى دشت خطا كرده چون بطريقهء تفأل كه از سنّت است ، اين بيت مشعر بر فرار دشمنان بود ، در خاطر ابتهاج و مسرت پيدا شد و به جهت آنكه معروض محفل همايون گردد ، غزل تمام ساخته ، آخر همين روز بعرض همايون رسانيده شد و تمام غزل اين خواهد بود : تتمهء غزل چو خورشد سوى مشرق گرم رو ، ناگاه مىبينى * به عين حاميه چون آفتاب چرخ جا كرده بهر گامى نموده آيتى از عالم معنى * تعالى اللّه كرامات و مقاماتش چها كرده بر آورده گهى در باديه از چشمه « 2 » دريايى * كه از چاهى سپه را آب حيوانى عطا كرده سپاه بىكران او گرفته مشرق و مغرب * و ليكن در جهان گيرى توكل بر خدا كرده نقاب باطن او گشته اين سلطانى ظاهر * ولى كشف حجاب سر خود با آشنا كرده امين در صحبت خاقان عالم سينه صافى شد * از ان با جملهء خلق جهان رو در صفا كرده [ 31 پ ] چون غزل عزّ عرض و شرف قراءة در محفل همايون يافت ، يكى از حاضران و همانا افتخار الاطبا مولانا زايرى بود گفت : « برندق همچو آهو رو سوى دشت خطا كرده » مشتمل بر صنعت ايهام است ، زيرا كه دشت دشت قبچاق مىتواند بود و برندق كه خان قزاق است از محل قشلاق « آب سر » رو بدشت كرده باشد و مىشايد كه مراد از دشت خطا طرف باطل و عناد باشد كه او دارد . حضرت خان فرمودند : معنى دوم مراد خواهد بود و همانا ذات شريف شجاعت آثار ازان استنكاف نمود كه قبل از طلوع رايات

--> ( 1 ) - برندق ، خان قزاق است . ( 2 ) - در اصل چشم .