مارسل بريون ( مترجم : ذبيح الله منصورى )

7

منم تيمور جهانگشا ( فارسى )

فصل دوم آغاز جوانى و فراگرفتن فنون جنگى وقتى بسن شانزده سالگى رسيدم هيچيك از همسالانم نميتوانستند با من مبارزه كنند و تير هيچيك از آنها به تير من نميرسيد . وقتى كمان را به طرف بالا ميگرفتم و تير را رها مىكردم ، تير از نظر ناپديد مىشد و بعد از مدتى بسوى زمين مراجعت مىكرد . بر خلاف بعضى از زورمندان كه سنگين هستند من بسيار چالاك بودم و يكى از تفريحات من اين بود كه سه اسب را كنار يكديگر بتاخت و اميداشتم و در حال تاخت از پشت يك اسب به پشت اسب ديگر منتقل مىشوم و از اسب اول برميگشتم . اسبهاى ما تا وقتى كه در ايلخى بود احتياج به نعل نداشت ولى وقتى آنها را از ايلخى به شهر منتقل ميكرديم تا براى سوارى يا باركشى مورد استفاده قرار دهيم احتياج به نعل داشتند و خود من بدون كمك ديگران نعل برسم اسبها مىبستم يعنى با يك دست سم اسب را ميگرفتم و با دست ديگر نعل روى سم ميگذاشتم و ميخ ميكوبيدم و اگر از سواران آزموده بپرسيد مىفهميد كه اين كارى است مشكل و همه كس از عهده آن برنميآيد . ديگر از تفريحات من اين بود كه در موقع تاخت اسب ، از روى زين فرود ميآمدم و در طرف چپ يا راست تنه مركب قرار ميگرفتم و بعدها ، روش مزبور خيلى به من كمك كرد و در ميدان جنگ ، مرا از آسيب تيرهاى خصم حفظ نمود و گرچه اسبهاى من كشته مىشدند ولى خودم زنده مىماندم . من نه فقط در سوارى مهارت پيدا كردم بلكه در فن شنا نيز استاد شدم . رودخانه جيحون كه از ماوراء النهر عبور مىكند و بسوى شمال ميرود هر سال در بهار طغيان مىنمايد و عبور از رودخانه با شنا درى مشكل و خطرناك مىشود . ولى من موقعى كه رود جيحون طغيان ميكرد با شنا از آن رودخانه عبور مىنمودم و خود را بساحل مقابل ميرساندم بدين ترتيب كه بعد از ورود برودخانه ، خود را مطيع جرايان آب مىكردم و آب مرا ميبرد و بهر نسبت كه بيشتر پائين ميرفتم زيادتر خويش را بساحل مقابل نزديك مىنمودم تا اين‌كه به خشكى ميرسيدم . اگر ميخواستم به خط مستقيم از يك ساحل بسوى ساحل ديگر شنا كنم ، غرق ميشدم ولى چون از روى فن و مهارت شنا مىكردم بدون خطر بساحل ديگر ميرسيدم . ديگر از كارهاى برجسته من كمنداندازى بود و مىتوانستم در ايلخى اسب‌هاى نيمه وحشى را با كمند بگيرم . وقتى كه در يك ايلخى ميخواهند اسب نيمه وحشى را بگيرند تمام اسب‌ها