مارسل بريون ( مترجم : ذبيح الله منصورى )
3
منم تيمور جهانگشا ( فارسى )
از پسر تو نديدهام زيرا او امروز سور ، ( شمس ) را حفظ كرده است آنگاه به من گفت كه آن سوره را براى پدرم بخوانم و من خواندم و پدرم دو دست را طرف آسمان بلند كرد و گفت خدايا فرزند مرا از امراض دوره كودكى مثل آبله و سرخك حفظ كن و ( تيمور ) را زنده نگاهدار . سپس دست در جيب كرد و يك سكه كوچك بيرون آورد و در دست شيخ شمس الدين نهاد و گفت اين هم هديه تو كه اولين سورهء قرآن را به پسرم آموختى يك هفته بعد از اينكه من به مكتبخانه ( شيخ شمس الدين ) رفتم آموزگار ما از شاگردان پرسيد بهترين طرز نشستن ، چگونه است . هريك از شاگردها جوابى دادند ولى من گفتم بهترين طرز نشستن اين است كه انسان دو زانو بنشيند . شيخ شمس الدين پرسيد بچه دليل من گفتم بدليل اينكه در حال نماز كه مردم مشغول عبادت خداوند هستند دو زانو مىنشينند لذا معلوم مىشود كه دو زانو نشستن ، از انواع ديگر نشستنها بهتر مىباشد شيخ شمس الدين سه بار با صداى بلند گفت احسنت . . . احسنت . . . احسنت . . . شيخ ( شمس الدين ) بعد از اينكه سوره ( شمس ) از سورهاى قرآن را براى حفظ كردن به من توصيه كرد و متوجه شد كه به خوبى از عهده آزمايش برآمدم ساير سورهها را به من ميآموخت و براى اينكه خسته نشوم سورههاى كوتاه قرآن را كه بيشتر در مكه قبل از هجرت پيغمبر اسلام بمدينه نازل شده بود به من ياد ميداد . هر دفعه كه سورهاى را براى من ميخواند من فراميگرفتم بطورى كه ( شمس الدين ) مجبور نمىشد مرتبه ديگر آن سوره را براى من بخواند طورى دلبستگى من به تحصيل ، استاد را بذوق آورد كه يك روز تصميم گرفت ( ياسين ) را به من بياموزد و گفت ( تيمور ) ، سوره ( ياسين ) سى و ششمين سوره قرآن است و داراى هشتاد و سه آيه مىباشد و در مكه بر پيغمبر ما نازل گرديده و من يك مرتبه اين سوره را بدقت براى تو ميخوانم بعد از آن سعى كن آن را بخوانى و هر اشكال كه داشتى من رفع خواهم كرد . سپس شروع به خواندن سوره كرد و گفت ( ياسين و القرآن الحكيم ) و برسيد آيا ميدانى معنى ( ياسين ) چيست گفتم معناى يا را مىدانم كه در زبان عربى يكى از الفاظ است و در مورد خطاب به كار مىبرند و وقتى مىخواهند يك نفر را صدا بزنند مىگويند ( يازيد ) اما نميدانم معناى ( سين ) در اينجا چه مىباشد . شيخ شمس الدين گفت ( سين ) يعنى اى ( انسان ) ولى نه هر انسان ، بلكه يك انسان بخصوص . گفتم من تا امروز نشنيدهام ( سين ) كه يكى از حروف الفبا مىباشد معناى انسان را بدهد . استاد گفت نظريه تو درست است و حرف ( سين ) به معناى انسان نيست ولى اين حرف ، حرف اول كلمه سره ( بر وزن ذره مترجم ) است كه در زبان عربى به معناى گل و ريحان مىباشد و خداوند بقدرى پيغمبر اسلام را دوست دارد كه در اينجا او را بعنوان ( گل و ريحان ) طرف خطاب قرار ميدهد . من در آنموقع در صرف و نحو عربى آن قدر پيش نرفته بودم كه استاد بتواند هريك از كلمات سوره ( ياسين ) را از لحاظ صرفى و نحوى براى من تشريح كند ولى معناى آيات را ميگفت . بعد از اينكه شيخ شمس الدين يك مرتبه سوره ( ياسين ) را برايم خواند من قرآن خود را بدست گرفتم و آهسته شروع به خواندن آن سوره كروم و پس از چند بار خواندن آن را حفظ نمودم . در آن دوره برنامه زندگى من اين بود كه صبح بعد از صرف غذاى بامداد بمدرسه ميرفتم و تا ظهر درس ميخواندم . هنگام ظهر شيخ شمس الدين به نماز ميايستاد و ما كه شاگردان مدرسه بوديم به او اقتدا ميكرديم و نماز ميخوانديم و بعد از نمازمان ديگر در مدرسه نميماندم و راه صحرا را پيش ميگرفتم .