معين الدين نطنزى

37

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

5 طبقات ملوك لرستان ذكر انشعاب اصل اهالى لرستان مورخان در آنچه نام اين طايفه به لر موسوم شد چند وجه گفته‌اند . يكى آنكه ولايت مايرود ديهى است كه آن را كريت خوانند ، و دربندى دارد كه به لوك موسوم است ؛ و در آن بند موضعى هست كه آن را لر مىگويند ؛ چون اصل ايشان از آن موضع انتشار يافته است نام آن موضع لقب ايشان شده . وجه ديگر آنكه به زبان لرى كوه پر درخت را لر گويند ؛ به سبب ثقالت كسر با ضمه كردند و لر گفتند . وجه ديگر آنكه جد ايشان را نام لر بوده ؛ چنانچه اهل فارس از فارس بن فهلوج ، و اهل خراسان از خراسان بن فهلوج ، و اهل روس از روس بن كمارى بن ترك بن يافث منشعب‌اند و تا امروز ايشان را به نام [ پدر ] مىخوانند ، لران را نيز به اسم جد موسوم كرده‌اند . زعم بعضى از مورخان آن است كه سليمان نبى - عليه السلام - معتمدى را به تركستان فرستاد تا چند كنيزك بكر به جهت خاص او بياورد ، و حرزى بياموخت كه در راه به وقت نزول در منازل بخوانند و خطى به گرد خيمه بكشند تا شياطين را بديشان دست نباشد . به وقت آنكه مىآمدند ، ايشان را در مرحلهء مايرود اتفاق نزول افتاد ، و به واسطهء مانعى مستحفظ دختران فراموش كرد كه حرز بخواند و خط معهود به گرد خيمه نكشيد . ناگاه به تقدير ايزدى شياطين بر آن دختران دست يافتند و مهر بكارت ايشان زايل شد . به هنگام وصول چون حضرت سليمان ايشان را بىمهر يافت از معتمد خود استفسار كرد . آن بيچاره فروماند و بعد از فكر بسيار كيفيت فراموش كردن خود بازگفت . سليمان - عليه السلام - بعد از تحقيق آن شياطين را سياست كرد و بفرمود تا كنيزكان را به همان موضع بردند . صاحب جامع التواريخ در نسب اهل