معين الدين نطنزى

36

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

آن ميان يسودر و دو پسرش بگريختند . و مظفر يزدى كه سرهنگى از سرهنگان يزد بود از پيش اتابك [ ركن الدين ] روى گردان شد و با آن دو پسر همراه روى به اردويه نهاد و خبر برسانيد . و شهرت او از اين جهت پيدا شد ، تا به مرتبهء امارت برسيد ، و آن قصه طولى دارد . علىهذا اتابك چون ياغى شد خزينه‌اى كه ساخته بود برداشت و روى به خراسان نهاد . و عن‌قريب ايلچيان متعاقب او روان شدند و او را به اردويه مقيد بردند و يارغو داشتند . عاقبت از آن مهلكه خلاص يافته جان بدر برد و مدتى در اردو ملازم شد ، تا زمانى كه به حكم يرليغ تمامت ملوك اطراف روى به شام نهادند . چون اتابك يوسف شاه به غايت مفلس و بىبرگ بود نتوانست كه عازم مصر و شام شود . اجازت خواست تا به يزد رود و كارسازى كند . قضا را چون بيامد رمدى صعب پيدا كرد . و آن رمد سبب تخلف شد . بعد از آنكه سلطان غازان از شام بازگرديد به واسطهء آن تخلف او را در اردو به ياساق رسانيد . علاء الدوله نام پسرى داشت ، و در يزد مىبود تا بمرد . و پسر او سلغر شاه نيز بعد از پدر هم به نامرادى درگذشت . و بعضى از اولاد او تا اين زمان نيز هستند و در زمرهء ديگر رعايا به درويشى و زراعت مشغول مىباشند . و خطهء يزد از ابتداء عهد غازان خان و سلطان محمد الجايتو و سلطان ابو سعيد - عليهم الرحمة - در كنف حمايت خواجه رشيد الدين و خواجه غياث الدين محمد وزير مصون بود ، چنان كه به يمن عنايت ايشان مصر جامع شد . بعد از آن به زمان دولت سلطان ابو سعيد چون محمد مظفر خدمتى چند شايسته بكرد حكومت آنجا ، چنان كه ذكر خواهد رفت ، به موجب يرليغ ابو سعيد با او تعلق گرفت . واللّه اعلم .