معين الدين نطنزى

19

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

مردم به نوعى كرد كه از او راضى شدند و او را از بند خلاص دادند . و با خادم خود قرار داد كه بگريزد و خادم را بفرستاد تا اسپى بياورد و بر در باغى بدارد تا او بيايد و سوار شود . چون خدمتكار شرايط دلبستگى بجاى آورد و به موجب فرموده كار بند شد ملك مسعود فرصت يافت و راه گريز پيش گرفت . چون چند منزل بيرون آمد در حوالى آنجا هيچ موجب راه و جاى نمىيافت . عاقبت به سيرجان عود كرد و اعتذار نمود . مردم از جريمهء او تجاوز كردند و با ايشان معاش گذرانيد تا حياتش سرآمد . و يك پسر از او متخلف شد ، سياوش‌نام ، و گويند [ كه ] در كرمان نماند . ذكر ملك بهاء الدين اياز السيفى صاحب خرد و نيكو راى و به غايت عاقل و دانا بود ؛ زيركى به درجهء كمال داشت . و به وسيله قصاص و بهانهء تدارك مخدوم خود بر آن مملكت استيلا يافت ؛ و به واسطهء عدالت كه داشت و دست احسان كه بر خلايق برگشاد تمامى مملكت هرمز را در تحت تصرف خود آورد ، و در معمورى كوشيد . و مرتكب خمر خوردن نشد و پيوسته نماز گزاردى . و تجارى كه از اطراف مىآمدند مراعاتشان مىكرد ، چنانچه از بسيارى بازرگانان و صادر و وارد آنجا مصر جامع شده بود . بىبى مريم كه در حبالهء او بود به قلعه متمكن مىداشت . و مال آنجا به كرمان مىفرستاد . و در آخر عهد با ملوك شبانكاره آغاز دوستى و اتحاد كرد و طريقهء موالات مؤكد و مستحكم گردانيد . و مدتى بدين نوع ملك را محافظت كرد و آخر الامر نماند . ذكر ملك عز الدين كردان شاه بعد از وفات اياز اهالى آن ممالك به اجماع اتفاق كردند و از فرزندان ملك ركن الدين [ محمود ] قلاتى كسى را طلب كردند . چون از فرزندان صلبى او هيچ‌كس نمانده بود از اولاد ملك شهاب الدين [ محمود بن ] عيسى كه ملك از او به ملك محمود قلاتى انتقال يافت ، ملك بر عز الدين كردان شاه قرار گرفت ، چه او مردى