معين الدين نطنزى
17
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
گردانيد ؛ و به دام احسان و امتنان صياد دل و جان اكابر و اعيان آن خطه شد ؛ و به واسطهء خصايل حميده و اخلاق پسنديده مردم آن ديار را رهين لطف و مكرمت و ممنون منت خود گردانيد ، و همگى خاطر همگنان به متابعت و انقياد او درآمد . و بعد از استقرار و استيلا چون در مملكت استقلال يافت به تسخير بلاد هندوستان مشغول شد و بعضى از آن مملكت را نيز به تصرف آورد ، بعد از آنكه ممالك قيش و بحرين و ظفار و نزوين و قلهات كه به قلاتو موسوم است ، مسخر كرد و از بويهء عرب استخلاص نمود . و جودى و كرمى بىنهايت پيدا كرد ، حتى كه آن شب كه در خزانهء او چيزى از اموال مانده بودى او را خواب نيامدى . و سى و هفت سال بدين منوال در حكومت معاش كرد و روزگار گذرانيد ، و در تاريخ خمس و ثمانين و ستّ مايه ( 685 ه / 1286 م ) از دنيا رحلت كرده به عقبى پيوست . ذكر ملك قطب الدين [ تهمتن ] بن محمود به امداد و اتفاق اكابر و اشراف به جاى پدر بر مسند حكومت قايممقام و متمكن شد . بعد از وفات پدر ولايت عهد به دو قرار گرفت ، و او پسر بزرگ محمود بود . مردى عاقل و عادل و پادشاهى عالم و فاضل ، نيكو سيرت بود . اما به واسطهء زن پدرش ، كه زمام اختيار به قبضهء اقتدار محمود قلاتى داده بود به جهت تعشقى كه با او داشت و تعلقى كه مىورزيدند ، گاهگاه افسادى و اغوائى ميان او و برادرش نصرت الدين كه از اولاد محمود قلاتى بود ، مىشد . القصّه مدتى حكومت كرد و عاقبت ( رخت ) به خانهء آخرت كشيد ، والسلام . ذكر ملك سيف الدين نصرت بن محمود بعد از وفات برادرش حكومت مملكت بر وى منتقل شد . و در اين مدت كه ايام دولت او بود والدهاش بىبى ناصر الدين استقلال و احتشام به مرتبهء اعلى داشت ، چنان كه در ممالك دعوى مشاركت كردى و مدخلى مىساخت . و به واسطهء بد نفسى كه داشت رفع و تقرير فرزند خود سيف الدين نصرت كرد ، و خواست تا با