معين الدين نطنزى

315

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

ماه قتل و كشش بسيار بين الجانبين واقع شد بعد از اضطرار قلعه بسپرد . بعد از آن اميرزاده شاهرخ را به جهت ضبط و نسق ماوراء النّهر بازگردانيد . ذكر وصول سلطان اسكندر به اردوى بزرگ و كيفيّت نامزد شدن حضرتش به محافظت سرحدّ خطاى و مغولستان سلطان غازى چون اميرزاده شاهرخ را به سمرقند فرستاد با وجود آن هنوز دغدغه و تفرقه به جهت ماوراء النّهر داشت . در اثناى آن حال از مدبّران مملكت و مبشّران سلطنت استفسار فرمود كه چون فرزند مغفور مرحوم از فارس متوجّه اردو اعلا مىشد ضبط آن همه ممالك عريض و وسيع به كه رجوع كرده بود كه در حالت وقوع آن واقعهء صعب چنان ضبط كرد كه از هيچ گوشه فتنه ظاهر نشد و مغتنى دست از پاى خطا نكرد . مجموع امرا و وزرا به زانو درآمده از كيفيّت كياست و سياست حضرت سلطان اسكندر شمّه‌اى در پايهء سرير اعلا عرضه داشتند . سلطان غازى را از نهال آن بوستان جاه و جلال و هلال آسمان فضل و كمال اميدوارى جبر اختلال حال شده شكر كريم متعال به تقديم رسانيد و فى الحال به احضار حضرتش مثال ارزانى داشت . چون به موجب امتثال آن فرمان حضرت سلطان كرد هم در مجلس اوّل سلطان غازى آثار رشد و جهاندارى و قراين دولت و شهريارى در سيماى مباركش مشاهده فرمود و در ناصيهء دولتمندش همان آيين تنبّه و تهوّر اوان جوانى خود را معاينه بديد . بىتوقف بنياد كار ماوراء النّهر را بر حسن جدّ و لطف اجتهاد او مقرّر كرد . و چون به قوّت نظرى كه در ميان سلاطين متعارف است ، قابليّت جهاندارى و قبوليّت ايل سلطانى وجود شريفش را بيش از وسعت آن ممالك وسيع و مساند رفيع ديد ، خواست كه ما بين او و ديگر برادران و اعمام ، خصوصيّتى به تجديد حاصل شود و سلسلهء اخوخيّت به مودّت و محبّت استحكام ديگر يابد و خاندان دولت كه به دو بطن منشعب شده بار ديگر پيوندى برومند گيرد . بنابرآن اتّفاق حسنه و اجتهاد مستحسنه بيكيسى سلطان را كه محبوب و مرغوب حضرتش بود ، نامزد حبالهء