معين الدين نطنزى

316

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

سلطان اسكندر فرمود ، و بدان بهانه مجموع مدّخرات خزاين عامره و مدفنات كنوز عاليه را به تمام و كمال در مدد خرج نوّاب حضرتش فرمود و به همگى وجوه و جملگى همّت التفات باطن انور خود را مصروف حضرت بزرگوارش فرمود . و در خلوت خاصّ كه به حضرت بيچونى دم اخلاص و اختصاص پيش مىبرد ، عهدنامهء وليعهدى خود را به جهت اين مهدى آخر الزمان و هادى امين و امان از حضرت عالم الخفيّات درخواست كرد ، و به سرّ دل و نيّت صادق بر اجابت و استجابت آن دعوت مستجاب مبالغه‌ها نمود ، و اين يوسف عزيز مصر ، وجود خود را از حسد اخوان و قصد اقران و چشم‌زخم حدثان به پناه حفظ و حمايت ملك مستعان سپرد . و بعد از چند مدّت كه به شكرانهء آن بشارت مبارك ، طويهاى شاهانه و جرغالانكهاى پادشاهانه بفرمود و مجموع امرا و سرداران سپاه و ساير مقرّبان درگاه عالم پناه را به نوازش و عواطف بىنهايت مفتخر و سرافراز گردانيد و حضرت سلطان را بعد از آن‌كه بر سر ملا و خلا داوهايى كه مناسب احوال و قرينهء افعال دوست و دشمن بود گرانيده رخصت مراجعت داد و به دارايى ممالك ماوراء النّهر فرستاد . چون خبر وصول موكب همايون به دار السّلطنهء سمرقند رسيد ، مجموع امراى دولت و امناء مملكت با تحف و هداياى فاخره متوجّه استقبال شدند و جميع مخدّرات اردوى عزّت و آقاخاتون سراپردهء عفّت و شاهزادگان خاندان رفعت ، مقدم مباركش را مغتنم و محترم داشته شكرانه‌ها به ارباب استحقاق رسانيدند . پيش از نزول اين موكب ، اراجيف مخالفان اطراف در ميان بود ، تا آن غايت كه اميرزاده شاهرخ را عرصهء بيرون آمدن به كان كل و طوف باغات سمرقند متعذّر بود . چون سلطان برسيد ، هم در گرد راه در باغ جنّت هواى فردوس فضاى خاتون بزرگ بولونك خاتون فرود آمد و چنان كه ديو از وصول سليمان و ياجوج و ماجوج از صولت ذو القرنين متنفّر شود ، اعادى دولت متفرّق گشتند . و به تخصيص قمر الدّين كه به مجرّد شنيدن خبر فقط افلاجى بر او مسلّط شد كه در ضمن آن به سقط رفت ؛ و ديگر حيكسك اغلان كه در عرى توقتاميش خان بود و تمچهء الوس توقماق در سر داشته حدود يونس را تا ناحيهء تركستان به دست فرو گرفته بود ، پايمال عساكر منصوره شد . و بىواسطهء بازوى كامكار و شمشير