معين الدين نطنزى
312
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
ذكر كيفيّت حال اميرزاده عمر شيخ در ملك فارس و شهادت يافتن بعد از آنكه سلطان غازى حضرت اميرزاده عمر شيخ را در دار الملك فارس بنشاند و خود متوجّه دار السّلام بغداد شد ، اميرزاده عمر شيخ ، مجموع سران و سرداران اطراف و اكناف به انعام عامّ و استمالتهاى لاكلام در ربقهء طاعت آورد و قانون مملكت را بر قاعدهء عدالت بنياد نهاده مسند عدل را بر سند صحابهء كرام در ديوان مظالم گسترانيد . داد مظلومان دادن گرفت و در اندك فرصتى به حيثيتى ، جذب خاطر خواصّ و عوامّ فرمود كه الطاف او به محلّ مرهم فروماندگان شد و عنف به موقعش درمان درد درماندگان گرديد . بعضى از سپاهيان منصورى كه در قلاع جبال مثل حصن رنبه و فرگ و جسر سربند متحصّن شده بودند ، بعضى را به لطف در ربقهء طاعت آورده ، برخى را به قهر در قلادهء اطاعت درآورد . بعد از آن معتمدى را به احضار شاهزادگان به اندكان روانه گردانيد و خود به محاصرهء قلعهء سيرجان متوجّه شد . شاهزادگان فى الحال كه خبر بشارت اشارت پدر بشنيدند ، بار خانهء سفر به كبتلكهء عزيمت بيرون فرستاده ، كوچ بر كوچ روى به فارس نهادند . قضا را موسمى بود كه باد غاليه بار ، طبله عطار را بر آتش و نسيم عنبر شميم بهار از روايح رياحين صحارى و كوهسار باغ دماغ را مروّح و معطّر مىگردانيد . مغز خيال در تحقيق فى الشجر الاخضر نار شكوفه را شاهد حال گردانيد . گلالهء لاله شانهكارى زلف بنفشه را اصلح اللّه شأنه مىگفت . در اين موسم دلكش جنّت وش با دل مسرور و خاطر معمور چون آفتاب درفشان از افق مشرق اندكان متوجّه تخت سليمان گشتند . چون خبر وصول شاهزادگان گرم گرديد ، اميرزاده عمر شيخ معاملهء محاصرهء سيرجان را به شاه شاهان سيستان و ايدكو كرمان رجوع كرده خود به تعجيل تمام متوجّه دار الملك شد . از ساحت دار الامان اصفهان با عطف طراز دلنواز شيراز هنگامههاى ملاعب و ملاهى ساختند . چون موكب همايون حضرت سلطان به ساحهء قلعهء استخر رسيد امير على سربندى دانست كه اميد خلاص او در كنف حمايت اين حضرت خواهد