معين الدين نطنزى
311
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
اغلان پيش از شروع در ديگر مهمّات دفع توقتاميش را اهمّ دانسته لشكر به صاوران آورد . بعد از مقاتله و محاربه ديگربار توقتاميش به انهزام و انكسار متوجّه حضرت سمرقند شد . چون چندگاه تيمور ملك سعى بسيار بنمود و مملكت را به حال استقامت آورد به تصوّر آنكه مخالفى در كمين منازعت ندارد ، به عيش مشغول شد و تا حدّى در عشرت مبالغه مىكرد كه اختيارش از دست رفت و مزاج بالكلّى به مداومت خمر معتاد شد . امرا نيز دست از مهمّات كلّى بازداشته جزويات را به طرح گذاشتن گرفتند . عجزه از جور مستأكله مستهلك شدند و استيصال متغلّبان از غايت بگذشت . هركس در پى تدبير آن شدند كه حاكمى به جهت حمايت نفس خود پيدا كند . چون آوازهء اين خبر به گوش سلطان غازى رسيد ، تومان تيمور و بختى خواجه و ازبك تيمور و بيكى قوچين مقرّر كرد كه توقتاميش را در صاوران بر تخت نشانند . مقوّى دولت و مؤيّد سعادت مدد كرد و اكثر الوس فوجفوج بر توقتاميش ملتجى شدند ، و چنانچه در ذيل اخبار او مندرج است ، الوس جوجى بر وى مسلّم شد . ذكر توجه سلطان غازى به خوارزم و استخلاص آن مملكت چون در قديم العهد جنگيز خان بر چهار پسر قسمت كرد و هر فرزندى را در مملكت فرزندى ديگر ملكى چند مقرّر كرد تا به واسطهء آن پيوسته در ميان ايشان ايلچيان متردّد باشند ، مبنى بر آن در خوارزم كه مملكت جوجى است ، كات و خيوه را به جغطاى داد . از ابتداى آن تاريخ تا زمان ظهور دولت سلطان غازى ، مال آندو موضع بىتنقيصى مىرسيد . در ايّام فترات حسين صوفى بن ننكغداى كه حاكم خوارزم بود ، به تغلّب فروگرفت . سلطان غازى ، قاضى جلال الدّين شهر سبزى را به طلب آن وجوه فرستاد و حسين صوفى گوش بر نصايح مولانا جلال نكرد و مقيّد گردانيد .