معين الدين نطنزى

310

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

چون از كمينگاه بگذشتند ، بهادر از قفا درآمد و همه را به ضرب شمشير فرود آورده خرده پايان را بكشت و بزرگان را به درگاه فرستاد ، و سلطان غازى كيفيّت مجموع حالات را از ايشان معلوم كرد . از جمله بازنمودند كه تيمور ملك اغلان با ده هزار سوار در دو فرسخى صاوران نشسته است . سلطان غازى ، ياريق تيمور و محمّد سلطان شاه و خطاى بهادر با سيصد كس نامزد شبيخون ايشان كرد و قرار داد كه دويست سوار از صاوران با امرا ملحق شوند . نيم‌شبى كه بر سر ياغى رسيدند ، قضا را پيش از ملاقات ايشان را خبر شد و جنگى سخت درگرفت چنانچه تا طلوع آفتاب به دست و دندان بهم افتادند . در اثناى ردّ و حمل ، تيرى بر شقيقهء خطاى بهادر آمد و بالفور جان تسليم كرد . متعاقب او ياريق تيمور نيز كشته شد . ناگاه ايلچى بوقا بهادر با تيمور ملك اغلان مقابل شد و تيرى بر او بگشاد چنان كه ران اغلان به زين دوخته شد . اغلان از تاب زخم بر يال اسپ افتاد و خود را به گوشه‌اى كشيد . بوقى قان منهزم شدند . بعد از آن محمّد سلطان شاه به كام دل و مراد خاطر بازگرديد . چون خبر اين به قراكيسك اغلان رسيد مراجعت كرد . سلطان غازى تا لشكرگاه دشمن بيامد و بر قاعدهء سنّت مغول سراآن بينداخت و بازگرديد . از مراكب آن همه لشكرها ، بيش از ده پانزده هزار اسپ نمانده بود . اكثر سپاه پياده مىآمدند . چون بولغاولان توقماق بعد از تحقيق آنكه لشكر مراجعت كرد به اطمينان خاطر بازگشتند و الوس به يك‌بار آسوده خاطر در اطراف و جوانب صحرا نزول كردند . سلطان غازى بعد از آنكه يك هفته در سمرقند اقامت كرد بفرمود كه تا گله‌هاى امرا و خواتين را بياوردند و مجموع لشكرها را سوار كرده به قلاووزى توقتاميش ديگرباره تاخت فرمود و به سيزده روز در حدود قاميش بر سر الوس اروس خان برسيد و چندان اولجه و غنيمت بگرفت كه محاسب گمان از حساب آن عاجز آيد . قضا را [ اروس خان ] در حين اين حال وفات يافته ، پسر او توقتاقيا را بر سرير خانى نشانده بودند . سلطان غازى نظر بر آنكه حمل بر بدفرصتى نكنند بازگرديد و توقتاميش را در صاوران بگذاشت . چون سه ماه از سلطنت توقتاقيا بگذشت او نيز به شربت « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » مذاق جان را سرخوش كرد و اوران بزرگ به تيمور ملك اغلان رسيد . تيمور ملك