معين الدين نطنزى
291
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
متمرّدان اجتناب كرد . دست اهل قلعه از آن حركت او از جنگ فروبسته شد و قلعه تسليم كردند . سلطان صاحبقران اقوام تاتار را در حين اين قضايا به طرف سمرقند كوچانيده بود . چون به حوالى دامغان رسيدند جهل جبلّى ايشان را بدان داشت كه ناخبر از راه طغيان كرده خود را به طرف مازندران انداختند . سلطان صاحبقران جمعى را به دفع ايشان فرستاد تا متغلّبان را خرج كرده ساير ديگر اقوام ايشان را به سمرقند براندند . امّا سلطان صاحبقران شنود كه چلاويان بر لب آب هراس خود را در درّهء جهنّم مستحكم كردهاند . سلطان صاحبقران روى بديشان نهاد . چون سواد كوكبهء چتر آسمان ساى پيدا شد چلاويان جسرها را بريده به جنگ بايستادند . حضرت سلطان صاحبقران با لشكرها در كنار آن رودخانه كه قعرش از سينهء گاو و ماهى آب مىخورد و موج او با اوج زحل همسرى مىكرد فرود آمده به تهيّهء جسر بستن مشغول گرديد . از تأييد دولت ازلى و توفيق عنايت لميزلى به مجرّد وصول رايات همايون مخالفان را طاقت مقاومت نمانده از كنار رودخانه به قفا نشسته بودند ، با وجود آنكه منازعى در مقابله نبود . آن روز تا شب مجموع آبشناسان اردوى بزرگ سعى كرده بدان رودخانه گدار نيافتند . بعد از آن مهندسان اقليدسشناس و مصنّعان پرگار قياس چنان يراق ديدند كه هم از اين كنار جويهاى بزرگ برقرار دندانهء طاقبندى چند طبقه بالا بردند تا موازى ده گز ما بين كنار آب و آن طاق بماند . بعد از آن جويهاى دراز به ترتيب فروچيده به خام گاو محكم كردند و جسر مرتّب شد . در اين فرصت [ كه اوقات ] عساكر منصوره به بستن جسر مصروف بود مخالفان خود را به رستمدار كشيدند . سلطان صاحبقران در عقب ايشان بهادران منكقلاى پيش فرستاده خود نيز با لشكرهاى غول متوجّه گرديد . قضا را درهاى بود كه دو كوه رفيع به غايت بلند از دو طرف او مرتفع بود چنان كه از اوّل آفرينش عالم تا اين زمان برف و دمه از سر او يك دم كم نگرديده و پرتو آفتاب عالم تاب در او يك زمان نتافته . مجموع لشكرها از مضيقى چنان گذشته به طريق كوهمال يمين و يسار رستمدار را در جرگه احاطه كرده ، چلاويان چون خود را در معرض تلف ديدند و