معين الدين نطنزى

292

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

دانستند كه اين بلا به تدبير و كوشش از سر ايشان دفع نخواهد شد ، سردار خود را با يك دو رفيق بيرون فرستاده خود به اطاعت و انقياد پيش‌آمدند . چون سوابق خدمتكارى نسبت به دولت قاهره داشتند كرم عميم اقتضا كرد كه جرايم ايشان را به آب مرحمت محو گرداند ؛ امّا به واسطهء آنكه رأس و رئيس آن فتنه زنده به در رفته بود همه را خانه كوچ براندند . چون از آن درّه‌هاى هايل و گريوهاى هالك بيرون آمدند سلطان صاحب‌قران حكومت مازندران را برقرار قديم به اولاد سيّد كمال الدّين عبد الرّحيم ارزانى داشت ، و عنان ايلغار به صوب دار السّلطنهء سمرقند معطوف ساخت . ذكر نزول حضرت سلطان صاحب‌قران به دار السّلطنهء سمرقند و طويهاى بزرگ كه بعد از آن واقع شد بعد از آنكه موكب همايون به كام دل و مراد خاطر در دار السّلطنهء سمرقند نزول اجلال فرمود و ساير شاهزادگان و امرا و جمهور لشكرها متعاقب و مترادف رسيدند ، بعد از آن مخيّم مبارك را با سرادق سعادت در ساحهء كان كل زدند و مجموع آقاخاتون و قيزكيلين و يوجين جلاير به موافقت اردوهاى دولت در آن فضاى دلپذير به يورت و باودال خود فرود آمده خرگاه [ در ] خرگاه و بارگاه در بارگاه موازى ده فرسنگ به طول و عرض سواد اردو ساحت آن صحراى بزرگ را فروگرفت . فرّاشان درگاه بارخانهاى پادشاهى را بيرون برده در صحن آن صحراى دلپذير اردوهاى مرصّع را كه سرّ تنزيل « و جنّة عرضها السّموات و الارض » بر عرض آن سرادق و خيام شامل است ، بزدند . چنان كه در جنب دواير هفت قبّهء بيستون افلاك قبائى چند با طناب و ستون بر صفحهء خاك مرتفع گرديد . شرفهء هريك بر كنگرهء سقف ايوان كيوان مىسود و مرتبهء سخن در مقابلهء آنها چون گمان در معرض يقين پست مىنمود . ميخ با سيروغ خرگاه شاهى پشت سمك را به خم آورد و سر سروغ درگاه پادشاهى شكم سماك را بهم درآورده نوك هر اوغ سر از گريبان تونكلونك فلك اطلس برگرد و بر هر باغيش از سر باشباغى چرخ