معين الدين نطنزى
287
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
بىهمراهى جونگ يا كرب پاى انديشه بر ساحهء او راه نداشت . سلطان صاحبقران به حسن حيل و لطف تدبير بالارهاى بزرگ جمع كرده بر سرهاى هريك لنگرها بسته روى آب را چون تختهء زمين هموار گردانيد ، و بدين ترتيب تا پاى آن كوه جسرى عظيم به طول هزار گز در عرض صد گز فروبست . و بعد از آن نهيب داد تا بهادران كارديده و نامآوران رزمآزموده از اطراف و جوانب آن قلعه به اتّفاق روى به بالا نهادند ، چندان كه باران تير و صاعقهء شمشير و تگرگ تخش و بليّت سنگ از اوج آن قلعهء رفيع فرومىباريد . التفات ناكرده قدم جهاد و اجتهاد پيش مىنهادند تا عاقبت به يمن دولت بزرگ خود را به غايت ارتفاع آن قلعه رسانيده به دست و شمشير بالا رفتند . فرنگان هرگز در هيچ تاريخ از هيچ آفريده مثل آن جرأت نشنيده بودند . از هيبت آن فتح گرامى بالكلّى به دستوپاى فرومرده دست از جنگ بازداشتند . سلطان صاحبقران مجموع اهالى آن قلعه را قاعا صفصفا گردانيده برج و بارو [ ى ] آن را عاليها سافلها ساخت و ساكنان ازمير ، مسلمانان را كه در عرى آن نابكاران نشسته شب و روز به غزاة مشغول بودند نواخت بسيار فرموده به اسلحه و امتعه و اقمشه غنى و مستغنى گردانيد . بعد از آن عنان مراجعت به صوب ممالك ايران كشيده مجموع اقوام تاتار را كه موازى ده تومان خانوار بوده باشند ، از نواحى سورى حصار و آقشهر به طرف آذربايجان بكوچانيد . و يلدرم بايزيد را با خود مىآورد كه از دار السّلطنهء تبريز به اعزاز و اكرام تمام مقضى المرام بازگرداند . در راه قضاى اجل تقاضا كرد و دعوت حقّ را اجابت نمود . سلطان صاحبقران صندوق او را به برسه فرستاد ؛ و ممالك را بعضى بر اولاد او و بعضى بر اولاد قهرمان قسمت فرمود . و با غنايم بسيار روى مراجعت به طرف يايلاق آلاتاق نهاده چند روزى به اردوى بزرگ در آن جلگههاى دلكش مقام كرد . چون فتح گرجستان تمام كار نشده بود و سلطان صاحبقران را داعيهء خاطر مبارك آن بود كه تمامت آن دار الكفّار را نيست و نابود گرداند يك دو كرت كه متوجّه گشته بود به واسطهء مهمّات كلّى نتوانست كه به موجب دلخواه بديشان پردازد . چون دل از همهء اطراف و جوانب بالكلّى جمع كرد يك جهت قلع آن قلاع و قمع آن