معين الدين نطنزى

282

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

كوشش و كشش مىكردند . چون حضرت سلطان صاحب‌قران ديد كه قضيّهء بغداد به سبب اوسال و اهمالى كه در كرت اوّل دست داد بدان انجاميد كه ياغى سخت روى و گستاخ شد و كارى چنان خرد به غايت بزرگ گرديد از ناموس دولت انديشه‌مند گشت و به احضار اغروق مثال داد و فرمان فرمود كه از دو طرف شهر جسرها بستند ، و روزبه‌روز شعلهء بلا بالاتر شد و آتش جنگ تيزتر گرديد . چون مدّت محاصره به هفتاد روز رسيد ، نيم‌روزى كه مستحفظان بارو به قيلولهء عيلولهء غفلت مشغول بودند بهادران لشكر به يك‌بار فرودويده به طناب و نردبان خود را به بارو كشيدند . چون غلغلهء كوركه و قيّهء نعرهء ياغى قاشتى از عامّ و خاصّ برآمد ، بغداديان مسكين بعد خراب البصره امان طلبيدن گرفتند . آن تضرّع ايشان ايمان يأس فايده‌اى نداد . بعد از اضطراب و اضطرار خود را در دجله انداخته دست به گردن هم [ در ] آورده فرا آب گريختن گرفتند . كمانداران جغطاى از سر تا پاى شطّ و مقابلهء جسرين ، غريقان را به تير پيچيدند ، چنان كه يك متنفّس جان به در نبرد . بعد از آن به موجب ياساق دست به قتل عامّ گشادند چنان كه از رطب و يابس قريب پنجاه تومان آدمى به قتل آمد ، چنان كه از صعوبت آن مصيبت تا دامن قيامت سينهء بغداد چاك و جامهء مصر در نيل خواهد بود . در حين اين فتح اميرزاده پير محمّد بن اميرزاده عمر شيخ و سلطان حسين و ابابكر و جهانشاه كه هم از نواحى شام نامزد محاصرهء النجق شده بودند ، خبر فتح آن قلعهء متين و حصن حصين عرضه داشت كردند ، و فرج بر فرج و نشاط بر نشاط افزود ، و از وصول آن بشارت شادكامى بر شادكامى پيوست . و حضرت سلطان صاحب‌قران به طرف اردوهاى بزرگ عنان مراجعت را انحراف داد . ذكر متوجّه شدن يلدرم [ بايزيد ] به جانب آذربيجان و كيفيّت انهزام او بعد از آنكه حضرت سلطان صاحب‌قران به اردوى مبارك ملحق شد ، عرضه داشتى از سرحدّ ارزنگان رسيد كه يلدرم بايزيد بن مراد چلبى با لشكرهاى روم و