معين الدين نطنزى

283

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

افرنج از سيواس بدين صوب گذشت . سلطان صاحب‌قران فى الحال ايلچى به تعجيل تمام روان كرد كه اميرزاده پير محمّد و سلطان حسين و ابا بكر و جهانشاه از النجق به استقبال او بروند ، و از غول شاه ملك را نيز به مدد فرستاده قرار داد كه اگر يلدرم [ بايزيد ] مراجعت كند ، امير شاه ملك و سيّد خواجه بىتوقّف از قفاى او مكابره بروند و به هرجا كه رسند شبيخون زنند و چنان كنند كه البتّه در آن شبيخون تا شمشير بر طناب سراپردهء او نزنند بازنگردند . پيش از آنكه خبر وصول شاهزادگان به يلدرم بايزيد رسد طهرتن بشنود و به دو پيغام داد كه : لشكر جغطاى قابل مقابله نيست و استحكام ممالك اسلام در اين جانب مطلقا به اهتمام تست . مبادا كه شكستى بر تو عايد شود و ملال آن اختلال بر ناموس دين محمّد ظاهر گردد . يلدرم بايزيد از او التماس نمود كه به جهت رعايت ناموس او به درآيد و بعد از ملاقات به تشريف و انعام بسيار مراجعت كند . طهرتن ملتمس او را مبذول داشت و چنان كرد . يلدرم [ بايزيد ] او را نواخت بسيار فرموده بازگردانيد و بازگشت . عدالت او چنان بود كه به آن‌همه لشكر درآمدن و رفتن در ولايات آشنا و بيگانه يك توبرهء كاه به تغلّب و تصرّف نستد و يك سر موى آزار به هيچ مسلمان نرسانيد . بعد از آنكه او بازگشت ، دوّم شاهزادگان به ارزنگان رسيدند . طهرتن آنچه از كميّت و كيفيّت ياغى معلوم كرده بود به عرض رسانيد . شاهزادگان با وجود آنكه لشكر ياغى نسبت با ايشان چون دريائى پهلوى رودخانه‌اى يا كوهى در جنب كاهى بود التفات ناكرده قراولان به تيكاميشى فرستادند ، تا از حدّ سيواس ده نفر سوار گرفته بازگشتند . يلدرم [ بايزيد ] چون معلوم كرد در هزيمت تيزتر شد و روى بازپس نكرد . سلطان صاحب‌قران بعد از آن فتح در اوجان تبريز فرود آمده لشكرها را به ييلاقها متفرّق گردانيد . بعد از آنكه موسم تابستانگاه بسر آمد و باد خزان دست تاراج به باغ و راغ دراز گردانيد ، سلطان صاحب‌قران متوجّه قيشلاق قراباغ شد . و در حين زمستان يك جهت گرديد كه به يورش توقماق حركت فرمايد . بعد از مشورت بسيار ، اين عزيمت فسخ گرديد و روى به فتح گرجستان نهاد . در اين كرت تا به حدّى خرابى كردند كه يك ديه معمور و يك مزرعه مزروع در تمامت بلاد گرج و