معين الدين نطنزى
281
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
پيش ، اعراب و از قفا اوباش بغداد ايشان را به تنگ خواهند آورد ، نخست به اتّفاق روى به دفع اعراب نهادند . چون يك دو حملهء سخت به تكرار انجاميد و چند نفر از مبارزان عرب در سر تير به خرج رفت به يك بار عنان انهزام برتافته متفرّق گشتند . بعد از آن روى به رنود كردند . هنوز يك دست شبه دلدوز ناريخته ، آحاد و اراذل لايموت و لايحيى راه گريز به طرف شهر تيز ساختند . چون امرا ديدند كه فتح بغداد بيش از حدّ ايشان است به ضرورت عرضه داشت حضرت اعلى گردانيدند . سلطان صاحبقران اغروق بزرگ را به طرف يايلاق روان كرده خود با لشكرهاى سيورغاى متوجّه دار السّلام گرديد و قرار داد كه عمر بن اميرانشاه به دارائى سمرقند رود ، و خليل كه در آنجا بود به محافظت سرحدّ مغولستان رود . چون سواد عساكر منصوره پاى در ساحهء سواد دار السّلام نهاد ، بار ديگر درياهاى سپاه چون بلاى سياه در جوش [ و خروش ] آمده زمين و زمان پولادپوش گرديد . دليران تراش خوى و پرخاش جوى شقق شعف به سقف آسمان رسانيدند ، و مبارزان اژدها جنگ غضنفر چنگ كمر كمين كين بر خفتان آهنين تنگ ببستند . تندباد فتنه و آشوب از لگدكوب هيونان غبار حوادث برانگيخت و غمام غم تگرگ مرگ بر ترك و تارك اهل بابل فروريخت . بدبختان بغداد را سواد سودا به مثابهاى در سويدا احاطت كرده بود كه قطعا فكر فرار در متخيلهء ايشان نمىگذشت و قدم جهل بر محافظت بارو چنان محكم كرده ايستاده بودند كه به غير از مرگ در خيال ايشان نمىگشت . ناگاه سواد چتر آسمانآساى كشورگشاى از فضاى صحراى بطحا پيدا شد و شكوه انبوهى سپاه كوه تا كوه فروگرفت و همچو قمرغهء شكار يا دايرهء فلك دوّار يا دور فتحهء پرگار از يمين و يسار احاطه كرده فروآمدند ، و فى الحال به عمارت ملجاور و حفر نغم و انباشتن خندق و ترتيب منجنيق و عرّاده و رعد مشغول گشته به كار محاصره پرداختن گرفتند . قضا را موسمى بود كه تاب آفتاب عالمتاب تابهء اطباق زمين را در تب مىداشت و دمهء سمّ سموم حرور ، روز روشن را تيرهتر از شب ديجور مىنمود . بخار اراضى محرك يوم نطوى السّماء شده و آفات سماوى حاملهء حمل بلا و قضا گشته . در چنين حالتى مجموع امرا و شاهزادگان همه روز هدف تگرگ تخش و باران سنگ شده به همگى همّت متوجّه قلع و قمع مىبودند . بغداديان نيز به واسطهء آنكه بىادبى بسيار از ايشان صادر شده بود ، يك جهت هلاك شده