معين الدين نطنزى

272

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

مونچى برانكغار حلقهء [ احاطه در حلق ياسال غول تنگ كردن گرفت . خيره رويان آهنين دل پولاد قياى جغطاى ، پاى توكّل بر زمين تحمّل ستون كرده كوشش مىنمودند ] كه نهيب ايشان شكيب از دل دشمن مىگسيخت . بعد از آنكه نكبت يأس به خاطر مخالفان مستولى شد و داغ نااميدى روى اميد ايشان را سياه گردانيد توقتاميش تازيانهء حرمان بر اسپ فرار گرم كرد و اهالى آن الوس معموره را به دم شمشير دليران جغطاى سپرده خود را به كنار سلامت افكند . سلطان صاحب‌قران به نفس مبارك خود روى به تكاميشى نهاد و در كنار رودخانه ايتل مجموع الوس اوزبك را به زير دست‌وپاى فروگرفت . بعد از آن لشكرهاى ايلغار بر يمين و يسار آن دشت متفرّق شده تمامت بلاد روس و خزر كه در ممرّ واقع بود عاليها سافلها كردند . همچنين هر فوجى كه روى به طرفى مىنهاد رطب و يابس را چون شعلهء آتش كه در بيشه‌اى افتد تارومار گردانيده مراجعت مىنمود . از كثرت غنايم و بسيارى كرانات كه به دست آمده بود و رانده بودند ساحهء آن صحرا بزرگ به يورت لشكر وفا نمىكرد . بعد از آنكه زمستان آن سال هم در آن نواحى به جهت قيشلاق يورت مناسب يراق ديدند و مدّت قيشلاق در آن محلّ به خرّمى و فيروزى برآمد جرگهء مراجعت را به عرض چهل فرسنگ بكشيد ، و ايل ماموقتو و غازى قومق و بالغجى را در زير دست‌وپاى گرفته حاجى ترخان و سراى بركه و ساير ديگر شهر و ولايت و ايل و الوس را ضبط نموده مىآمدند . ناگاه در ميان راه شوخال مجوسى با اقوام غازى قومق متفّق شده ناخبر تاخت به كنارهء كرانات اردو آوردند . سلطان صاحب‌قران با پانصد سوار كه در ملازمت ركاب همايون بودند بر سر ايشان رفت و شوخال را كشته و ديگران را بسته به حضرت آوردند . سلطان صاحب‌قران مثال داد تا غازيان قوموقى را به انواع نوازش ايمن گردانيده ، مجوسان را به تمام هدف شمشير قهر گردانيدند . در آن يورش مبارك مجموع طوايف البرز كوه را برحسب دلخواه ضبط نموده دل از فتح آن نواحى بالكلّى جمع گردانيد و از در بند باب الابواب گذشته به شروانات نزول فرمود . پيش از وصول مبارك ، اميرزاده پيرمحمّد را به شيراز بازگردانيده بود . قضا را مجهولى چند بعد از نزول او به دار الملك ، دار العبادهء [ يزد ] را به دست فروگرفتند و