معين الدين نطنزى
273
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
او به محاصرهء آنجا متوجّه شد . چون حصانت آن حصن حصين نه در آن نصاب بود كه به سعى او فتح شود ، سلطان صاحبقران ، اميرزاده پير محمّد بن اميرزاده جهانگير و اسكندر شيخى و ارغون شاه را با جمعى از امرا نامزد آن فتح گردانيد . بعد از آنكه شش ماه از مدّت محاصره بگذشت و در يزد بالكلّى قوت فوت شد ، آن متمرّدان خود را بيرون افكندند و دار العباده از شرّ ايشان پاك گرديد . بعد از آن سلطان صاحبقران عنان ايلغار به دست تعجيل سپرده متوجّه دار السّلطنهء سمرقند شد . ذكر [ توجّه ] سلطان صاحبقران به فتح بلاد هند چون از آن سفر مبارك به سرير سرور خود نزول كرد ، بر آيينى كه مقرّر بود در جلگهء كان كل فرود آمد و چندگاه به عيش و جرغالانك مشغول گرديده بعد از آن به عزيمت فتح بلاد هند توجّه نمود . در اثناى اين حال اعلام كردند كه جمعى از مجوسان كه به سياهپوش موسوماند به حدود پنجاب متوطّن شده اهالى آن ناحيه را به تنگ آوردهاند . سلطان صاحبقران دفع ايشان را اهم مهمّات دانسته اميرزاده رستم و برهان اغلان را با جمعى امرا به دفع ايشان فرستاد . ايشان به واسطهء آنكه طريقهء حزم را رعايت نكردند چشم زخمى رسيد و منهزم بازگرديدند . بعد از آن خود به نفس مبارك متوجّه شد . قضا را درّههاى سخت و كمرهاى درشت و گريوهاى بلند و راههاى تنگ پرخرسنگ دشخوار گذار ناهموار داشت . بعد از آنكه آن همه را قطع فرمود به محلّى رسيد كه درّهاى پربرف واقع شده ، چنانك از اوّل آفرينش عالم تا آن دم هيچ آفريده بر آن ممرّ اطّلاع نداشت . سلطان صاحبقران بفرمود تا آن برف را موازى پنج تير پرتاب نغم زدند و نخست به جهت استحكام اسپى چند بر تختههاى بزرگ بسته از آنجا به زير غلطانيدند تا برف بر برف نشست و محلّ پاى محكم شد ، تا بهادران دامن جهاد بر كمر جهد محكم كرده پياده از آن حفره به اندرون رفتند . سلطان صاحبقران نيز به موافقت مجاهدان آن مجاهده را به جان خريدارى كرده به تخته و طناب در آن حفره فروشد .