معين الدين نطنزى
271
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
پايمال جرگهء بزرگ گردانيد ، در اثناى اين حال ايلچى توقتاميش كه متوجّه حضرت بود غلبهء سواد لشكر ديده بىآنكه ملاقات كند هم از راه گريخت و بازگرديد . توقتاميش چون از نزول بلاى ناگهان و وصول قضاى آسمان خبر يافت قازانچى را با لشكر منكقلاى به محافظت گدار رودخانهء قوىسوى فرستاد . سلطان صاحب قران به نفس مبارك خود ايلغار نموده به شبگير براند و در مقدّمهء طلوع صبح بر سر قزانچى رسيد . قزانچى عنان عزيمت از ممرّ بلا بتافت و رخت جان به ساحل سلامت كشيد . بعد از آن توقتاميش در كنار رودخانهء ترك ، برگ مرگ ساخته مترصّد جنگ بنشست . چون سواد رايات نصرت شعار از فضاى صحرا پيدا گرديد ، توقتاميش از هول آن به قفا نشست . سلطان صاحبقران بعد از عبور خبر يافت كه توقتاميش در كنار آب قوراى به جمع كردن لشكر مشغول است . قضا را عساكر منصوره را از بىقوتى ، قوّت فوت شده بود . به جهت مصلحت آزوقهء لشكر بالارويهء رودخانه روى به ولايت جولات نهادند . ناگاه از كندلان كوه تا كوه سواد ياسال توقتاميش پيدا شد . به ضرورت سلطان صاحبقران نيز روى نوره متوجّه تنورهء آن ياسال كرده بيست و هفت قشون به جهت كوماك جدا گردانيد . ناگاه از قنبل جوانكغار خبر آوردند كه كناچه اوغلان و [ ترك تارك اغلان و ] اقطا و داود صوفى و اوتوركه محمّد از اوج برانكغار ياغى جدا شدهاند ، كيفيّت انگيز ايشان معلوم نيست . سلطان صاحبقران با آن بيست و هفت قشون روى به مقابلهء ايشان نهاد . چون ياغى ديد كه آن شعبده ظاهر شد و منصوبه درنگرفت بازپس گشتند . بعد از آن از قشونات بيست و هفتگانه دلاوران نامجوى روى به غول ياغى نهاده نزديك رفتند . هراولان ياغى حمله كردند و آن جماعت را تا كيجيكه براندند . شيخ نور الدّين فدايانه از اسپ فروجست و به ضرب شمشير راه بر بهادران اوزبك بگرفت . چون آن حركت بديهى او پسنديده نمود ديگر امرا نيز موافقت كردند تا تهوّر اوزبكان از صدمهء پيكان سندان شكاف فروشكست . بعد از آن غول بزرگ به تأييد دولت و تمهيد نصرت ، كوس و كوركه را در زلزله آورده به حركت آمد . هرچند كه سرداران دشت قبجاق و بهادران لشكر توقماق پشت در پشت حملههاى درشت مىآوردند آن عقده گشاد نيافت . در اثناى اين مقاتله و محاربه جوانكغار دشمن از مقابلهء غنيم انهزام يافت و تومانهاى قنبل و