معين الدين نطنزى
261
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
قشون مرد مكمّل در درّهاى كمين كرده ايستادهاند . يكى را بازگردانيده اعلام ايكو تيمور كردند كه : سواد دشمن به اضعاف مضاعفهء ماست . يراق در آن است كه مردم خود را از آن وحلها گذرانيده به قفا نشينيم . » قراولان ياغى نيز سواد ايشان را چاغلاميشى كرده بودند . فى الحال كمين گشاده حمله نمودند . ايكو تيمور بعد از سعى بسيار كه سه اسب او به تير بيفتاد پياده جنگ مىكرد تا به ناشناخت كشته شد و رمضان خواجه نيز شهادت يافت . در حالت اين شكست سلطان صاحبقران به نفس خود برسيد و به مجرّد مطالعهء آن سواد ياغى منهزم شد . همچنين پنج روز هرروز توقتاميش سياهى مىنمود و لشكر جغتاى را به خود كشيده يك منزل به قفا مىنشست . روز ششم كه طليعهء طلوع صبح از مطلع مشرق طالع شد توقتاميش جهان در جهان ياسال كرده چون كوه بيستون بايستاد . سلطان صاحبقران نيز نه غول در مقابلهء او تعبيه كرد . و در يك غول پادشاه سلطان محمود را با سليمان شاه بن داود بداشت ؛ و در غول دوم اميرزاده محمد سلطان بن اميرزاده جهانگير ؛ و غول سيّوم اميرزاده ميرانشاه را نامزد كرد ؛ محمد سلطان شاه را هراول آن غول تعيين فرمود ؛ و غول جوانكغار را به اميرزاده عمر شيخ سپرده ، قنبل آن غول به خدايداد حسينى محكم كرد ؛ و خود در غول اصل خيمهها بزد و فرود آمد . اين مصاف بزرگ در روز پانزدهم رجب سنهء ثلاث و تسعين و سبع مايه ( 793 ه / 1391 م ) مطابق قوى ييل بود . نخست حاجى سيف الدّين از قنبل برانكغار حمله كرد و قنبل جوانكغار ياغى را از جاى بربود . به ولاء او جهانشاه بهادر نيز غنيم خود را براند و بر توالى او اميرزاده ميرانشاه نيز غنيم خود را بشكست . [ قضا را توقتاميش پيش از وقوع معركه به تواتر شنيده بود كه بست اميد لشكر جغتاى به ضرب شمشير اميرزاده عمر شيخ گرم و مستحكم است . خود با هركه درصدد نام و ناموسى بود آن غول را غنيم شده و به ناشناخت خود را بر تومان سلدوز بزد و به يك حمله با اسپ و شتر و مرد و مركب همه در زيردست و پاى تار و مار گردانيده سلميشى [ كذا ] كرد . سلطان غازى در حالت آنكه با آن غول بزرگ خود عنان حركت جنبانيده بود يكى از نزد اميرزاده عمر شيخ برسيد و كيفيّهء خرابى حال سلدوز و گذشتن توقتاميش به قفاى غول جوانكغار بازنمود . اميرزاده عمر