معين الدين نطنزى

251

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

سلطان صاحب‌قران و كيفيّت قلّت او معلوم شد هركس از هر جانبى به قصد و دفع روى نهادند . محمّد سلطان شاه عاقلانه خيمه بيرون زد و به راهى كه آمده بود بازگرديد . در عرض اين همه روز سارو عادل به هزار سعى تا زنجان آمده بود . محمّد سلطان شاه او را به مراجعت پيغام كرده خود به بهانهء آنكه تا مراغه خواهد رفت عنان منحرف كرد . قضا را با بيست و پنج هزار نفر سوار بغداد و تجمّلات و خزاين احمد بن اويس در جلگهء ليلان فرود آمده بود ، ناخبر نيم‌روزى بر سر ايشان ريخت ، و همه را تارومار گردانيده و آن همه خزاين و نفايس را به يك دفعه تصرّف كرده هم در زمان بازگشت ، و كيفيّت آن فتح را عرضه داشت حضرت اعلى كرد . سلطان صاحب‌قران در جلگهء خوجان از توابع خراسان ، فرود آمده بود كه فرستادهء محمّد سلطان شاه برسيد . خبر اين فتح مهيّج تعجيل شد و كوچ بر كوچ روى به تبريز نهاد . چون به مرحلهء اوجان نزول كرد احمد هنوز در تبريز بود . همان لحظه به طرف نخجوان به در رفت . سلطان صاحب‌قران بعد از آنكه در تبريز نزول كرد جهانشاه جاكو و شيخ على بهادر و حاجى سيف الدّين و ساير ديگر امرا را با قريب پنجاه هزار سوار متعاقب احمد فرستاد . از غايت قدغه به حيثيتى فرود آمدند كه سى و يك نفر اميران قشون هركس يك سواره به دو رسيدند . سهم و صلابت جغتاى بر احمد چنان مستولى شده بود كه با قريب بيست هزار سوار جراسون كه هريك در مجال فرصت خود را مقابل قشونى مىدانستند ، زهرهء آن نداشت كه به قفا نگرد . از جمله آن همه لشكر معروف تونكغر بسطام كه يكى از مشاهير آذربايجان است ، با دويست كس از قفاى اغروق بوكلاميشى كرده مىرفت . تنها بازگرديد و خود را بر امرا بزد و بعد از يك حملهء مردانه ديگربار به هزيمتيان ملحق شد . احمد چون وصول نيكاولان معلوم كرد به مثابتى قدم تعجيل در فرار بيفشرد كه به هيچ وجهى ملتفت اغروق و خزاين نفيسه نشد . امرا همه را ضبط كرده بعضى از لشكرها را به محاصرهء قلعهء النجق گذاشته بعد از ضبط و نسق آن حدود به درگاه بازگشتند . جمعى از ملازمان سارو عادل يك دو كرت اعلام نوّاب كامكار گردانيده بودند كه دل راست نسبت با توراء قاهره ندارد . سلطان صاحب‌قران التفات نكرد و با وجود آن قراين به دو اعتماد نموده عمر عبّاس و آق‌تمور بهادر را با جمعى از امرا و بعضى