معين الدين نطنزى

247

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

عنان سلامت به طرف مقرّ سرور منحرف گردانيد ، و نهيب داد تا مجموع لشكر از مورچالهاى خود حمله نموده چه به طناب و چه به نردبان چون مرغ به بالا رفتند . بعد از آن ياساق بزرگ به نفاذ پيوست تا ياساقيان تيغ كند بر خون سپاهيان سيستان تيز كردند امّا ساير اهالى شهر در سايهء مرحمت مصون بماندند . سلطان صاحب‌قران ، ملك قطب الدّين را با مجموع متموّلان شهر به طرف سمرقند كوچانيد و خود متوجّه فتح گرمسير و قندهار شد . تومان گرمسيرى پيش از وصول عساكر منصوره به طرف كيچ و مكران گريخته بود ، اميرزاده اميرانشاه را به طلب او فرستاد و خود به ضبط تخت سليمان و هزارهء اقا و ساير گرمسيرات مشغول شد . اميرزاده ميرانشاه به مدت پنجاه روز تومان را در ناحيهء قندهار بيافت و بكشت ، و مراجعت نموده به حضرت اردو ملحق شد . پيش از وصول رايات همايون ، جهانشاه جاكو و مبشّر و اسكندر شيخى ، قندهار را محاصره كرده بودند ، بعد از آنكه سى و هشت روز از طرفين مصافهاى سخت واقع شد شهر فتح گرديد . بر موجب فرمان بزرگ كوتوال را بردار زده تمامت باروها را عاليها سافلها ساختند . سلطان صاحب‌قران را هواى فضاى گرمسيرات خوش‌آمد و با مجموع امرا و شاهزادگان زمستان‌گاه دلپذير قيشلاميشى كرده مدّت آن زمستان مبارك را به صيد و شكار و جرغالانك بسربرد . چون نيّر اعظم به نقطهء اعتدال ربيعى رسيد و موسم قيشلاق نوبت به ايّام يايلاق داد ، سلطان صاحب‌قران با پانصد سوار ايلغار فرموده روى به دار السّلطنهء سمرقند نهاد . و از ساحهء قندهار تا ساحل آمويه بيش از ده نفر مصاحب حضرت نرسيد ، چنان كه به مدّت چهارده روز به سمرقند نزول فرمود . ذكر توجّه سلطان صاحب‌قران به طرف مازندران و فتح آن ممالك چون امير ولى يك دو كرت از جرگه‌اى بزرگ ، خود را به حسن حيل رهانيد صلاح حال او در آن بود كه پيرامون فضولى نگردد و خود را در ورطهء هلاك نيندازد . ترك شوخى خود نكرد و به كرات در پى انگيز آن شد كه فتنه‌اى در حركت آرد . سلاطين فارس و عراق و آذربايجان را بر آن داشت كه به اتّفاق در يك موضع