معين الدين نطنزى

229

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

كه حاضر بود خود را به طرف شبورقان انداخته از جسر بگذشتند و از غايت خوف و تهتّك آن‌كه ناگاه لشكر در عقب ايشان برسد جسر را ببريدند و برفتند . لشكريان ايشان كه به جهت غارت و تاراج به هر طرف پراكنده شده بودند متواتر مىرسيدند . خطاى بهادر و ارغون شاه بهادر كه از كيفيت فرار ايشان واقف شدند متعاقب عنان‌ريز برسيدند و اكثر جابقين‌چيان ايشان را دستگير كردند . و بعضى كه از بريدن جسر خبر نداشتند به اميد آنكه جان را از آن ورطهء خونخوار به ساحل كنار اندازند متوجه جسر شدند ؛ چون به محل آنكه بريده شده بود رسيدند سراسيمه معطل مانده از بيم تير و تيغ بهادران خود را بر آب زدند و از آن‌همه بعضى هدف تير و بعضى غريق جيحون شده از صد يكى جان نبرد . بهادران سالم و غانم در ترمذ فرود آمده خبر فتح را عرضه داشت اردوى بزرگ كردند ، و در آن نواحى داروغا گماشته مراجعت نمودند . امير صاحب‌قران حكم فرمود تا امير جاكو آن زمستان با لشكر قتلان و قندوس و بقلان آمده شبورقان را از دور محاصره كرد و نگذاشت كه از هيچ طرف چيزى به شبورقان برند . قصهء رفتن سلطان صاحب‌قران به طرف مغولستان كرت اول در پاييز اين سال چون دل از كار زنده حشم بپرداخت و او را چنانچه شرح رفت ، محصور ساخت ، به اتفاق امرا لشكرها را جمع كرده متوجه مغولستان شد و از نواحى ازجند و فرغانه ايشان را بيرون رانده چنان به خود مخمر كرد تا خطاى ضبط كند . كمره و اوروم تيمور با قريب سه چهار هزار خانوار مغول آمده شرف سرور الغارميشى يافته با عساكر منصوره پيوست . بعد از آن كبك تيمور مغول كه سابقه با امير صاحب‌قران داشت ، او نيز به دولت آستان‌بوس مشرف گشت و كمر مطاوعت و متابعت بر ميان جان بسته غجرچى « 1 » شد ، تا آن نواحى را فراخور صلاح آن وقت تاخت و تاراج نمودند . بعد از آن مغولستان را تمام به كبك تيمور داد و دست او را

--> ( 1 ) . متن : غزرجى .