معين الدين نطنزى

230

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

قوى ساخته تا قراخواجه داخل يرليغ او گردانيده به سعادت معاودت فرمود و در تخت سمرقند فرود آمد . چون زمستان بگذشت و بهار سال موش ، موافق سنهء اربع و سبعين و سبع مايه ( 774 ه / 1372 م ) برسيد زنده حشم شبورقان را تسليم امير جاكو نموده خود نيز خجل و منفعل تيغ و كفن برگرفت و به دولت ملازمت بندگى حضرت امير صاحب‌قران متوجه شده از نكبت بغى و طغيان بيرون آمد . حضرت امير صاحب‌قران او را نيز توقير و احترام فرموده به خلعت عفو سرافراز گردانيد و ملازم اردوى همايون ساخت ، و من بعد رخصت معاودت شبورقان نداد . قصهء ياغى شدن كبك تيمور و رفتن امرا بر سر او چون كبك تمور ، مغولستان را ضبط كرد و لشكرهاى متفرقهء آنجا را بعضى به وعد [ و ] بعضى به وعيد جمع ساخت و خود را به غايت غلبه و قوى حال ديد ، شيطان در دماغ او راه يافت و با خود تصور كرد كه من بعد امير صاحب‌قران به مغولستان نيايد و او به كام خود بعد از ضبط مغول با لشكرى چنان همچو جنككيز خان جهانگير شود . اين خبر به ترادف و تسامع به گوش امير صاحب‌قران رسيد . در غضب شد و از غايت قهر بفرمود كه : بهرام جلاير و عباس بهادر و ساير بهادران با لشكر بسيار متوجه مغولستان شوند و او را دفع كنند . ايشان نيز به موجب فرموده لشكرها برگرفتند و روى به مغولستان كردند . چون به حدود لشكر ياغى رسيدند ايل بهرام جلاير به جمهور اتفاق كرده خواستند كه امير خود را بگيرند و ياغى شده با كبك تمور بپيوندند . بهرام از اين حكايت واقف شد و با امرا در آن باب مشورت كرد . امرا صلاح در آن ديدند كه در آن ولا آن قضيه را پوشيده و پنهان دارند و با مفسدان اظهار وقوف خود نكنند ، و به جهت صلاح بر سبيل اولكا « 1 » ايشان را اندك تفقدى نيز فرمودند و مستمال ساخته

--> ( 1 ) . متن : اولشكاه .